به گزارش خبرنگار مهر، امیر سرتیپ فرزاد اسماعیلی صبح امروز در حاشیه رونمایی از دو رادار راهبردی نذیر و بینا که همزمان با سالروز تشکیل قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء صورت گرفت، در جمع خبرنگاران با اشاره به قابلیت های فنی این دو سامانه راداری اظهار داشت: اولین نکته مهم دو رادار راهبردی نذیر و بینا که در منطقه جنوب شرق و با مرکزیت شرق کشور گسترش یافته این است که یک رادار در منطقه کوهستانی و یک رادار در منطقه دشت مستقر شده است.
وی افزود: فناوری این رادارها کاملا بومی است و به هیچ عنوان گلوگاه ندارد و هیچ نمونه ای از آنها تاکنون در جهان گزارش نشده است.
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء ادامه داد: این رادارها در فرکانس های مختلف و در باندهای غیر قابل شنود طراحی شده و این طراحی نیز توسط جوانان برومند قرارگاه پدافند هوایی و متخصصان برترین دانشگاه های کشور انجام شده است.
امیر سرتیپ اسماعیلی تصریح کرد: این پروژه در کمتر از دو سال به نتیجه رسیده و تولیدات آن در دو نقطه کشور مستقر شده و امیدواریم که تا پایان سال ۹۵ به تولید انبوه برسد.
وی خاطرنشان کرد: این رادارها هم اهداف پهن پیکر و هم اهداف متوسط و هم انواع ریزپرنده ها مانند پهپادها را قبل از اینکه به مرزهای جمهوری اسلامی نزدیک شوند، شناسایی و کشف می کند.
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء گفت: با رونمایی از این دو سامانه راداری از امروز نقاط پدافندی کشور به ۳۷۰۰ نقطه افزایش می یابد.
امیر سرتیپ اسماعیلی اظهار داشت: در فضایی که تحریم و تهدید می شویم، کاری کرده ایم که هم امنیت هوایی یکپارچه ای برقرار شود و هواپیماهایی که عطش ورود به فضای هوایی ایران را دارند با اخطار ما مواجه می شوند.
وی افزود: روزانه ۱۲۰۰ هواپیما از آسمان ایران عبور می کند که کنترل آنها توسط قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء صورت می گیرد و نیز در کنار سازمان های کشوری و لشکری از جمله با کمک نیروی هوا و فضای سپاه، شبکه پدافندی کشور را ایجاد کرده ایم.
فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء با اشاره به قدرت عملیات شبکه پدافندی کشور گفت: ایکائو آسمان ایران را امن ترین آسمان غرب آسیا معرفی کرده است که اگر هدایت و فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء نبود، این موفقیت امکان پذیر نمی شد.
محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس جمهور و یکی از مهره های کلیدی اقتصاد ایران است. کسی که از پارلمان بخش خصوصی به پاستور رفته است.
صادق روحانی: دولت یازدهم مرد اقتصادی کم ندارد. از طیب نیا و سیف گرفته که پست های اقتصادی را در اختیار گرفته اند تا نوبخت و نهاوندیان که اگرچه پست های سیاسی را مدیریت می کنند اما همه آن ها را به عنوان مردانی اقتصادی می شناسند. در این میان اما نهاوندیان یک وجه ممیزه ویژه دارد. او سال ها رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران بوده است. جایی که به پارلمان بخش خصوصی شهره است و در حقیقت صدای فعالین اقتصادی است. او به نوعی دغدغه های بخش خصوصی را نیز به دولت انتقال می دهد.
محمد جوان و شاگردی شهید مطهری
اما رئیس دفتری رئیس جمهور و ریاست اتاق بازرگانی تنها مسئولیت های او نبوده است. زندگی نهاوندیان بالا و پایین های زیادی دارد. نهاوندیان پسر حاج جعفر است و آنگونه که در زندگینامه خود او در صفحات مجازی یافت می شود، حاج جعفر بنیانگذار حسینیه زنجانی ها در تهران است. او درس خواندن را در مدرسه جعفری آغاز کرد. مدرسه جعفری از مدارس اسلامی است که جامعه تعلمیات اسلامی پیش از انقلاب بنیان نهاده است. او بعد از این، به مدرسه علوی رفته و جالب است بدانید، بعد از تحصیلات مقدماتی اول تصمیم می گیرد به حوزه علمیه برود. او در دوران طلبگی اش با شهید مطهری آشنا می شود و پای جلسات درس او می رود. اما به ناگاه تصمیم می گیرد به جای حوزه، به دانشگاه برود. او در رشته اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به تحصیل می شود و همین تغییر مسیر او را تا دانشگاه جرج واشنگتن و رشته اقتصاد می کشاند. اما نکته جالب اینجاست که این دوره زندگی نهاوندیان اثر ماندگاری در زندگی او می گذارد. او بعدها به گرایش اقتصاد اسلامی علاقه مند می شود و به همراه چند تن از بازاریان شورای اقتصاد اسلامی را پایه گذاری می کند. او که در کلاس های فلسفه تاریخ شهید مطهری شرکت می کرد با همفکری او جلسات اقتصاد اسلامی در دانشگاه تهران برگزار می کنند.

نهاوندیان انقلابی و خدمت در وزارت بازرگانی
انقلاب که می شود زندگی همه دگرگون می شود و بیش از همه خود انقلابیون. محمدنهاوندیان جوان که تازه توانسته است لیسانس اقتصاد خود را اخذ کند، درس و تحصیل را کنار می گذارد و مشغول خدمت به انقلاب می شود.او در سال های 59 و 60 همزمان نماینده نخست وزیر در بنادر و گمرکات جنوب و نیز مشاور وزیر بازرگانی است. بعد به عنوان معاون هماهنگی امورمجلس وزارت بازرگانی مشغول کار می شود. او تا سال 62 عضو شورای پول و اعتبار بوده و همچنین مدتی هم به عنوان معاون طرح و برنامه وزارت بازرگانی مشغول فعالیت می شود.
نهاوندیان در جرج واشنگتن
اما نهاوندیان آینده خود را دست کم در کوتاه مدت در کار اجرایی نمی بیند. او سال 64 همه مسئولیت ها را رها می کند و دست همسر و چهار فرزندش را می گیرد و راهی آمریکا می شود تا در دانشگاه جرج واشنگتن به تحصیل اقتصاد بپردازد. او تا سال 72 در آمریکا می ماند و فوق لیسانس و دکترایش را همان جا اخذ می کند. او البته به واسطه اقامت طولانی مدت در آمریکا موفق به اخذ گرین کارت آمریکا هم می شود که بعدها منجر به ماجرایی می شود که به آن خواهیم پرداخت.
بازگشت به ایران و وزارت بازرگانی
محمدنهاوندیانی که در سال های اولیه انقلاب معاون وزیر بازرگانی بود این بار با درجه دکترا به ایران، به وزارت بازرگانی و به معاونت طرح و برنامه این وزارتخانه باز می گردد. در آن سال ها یحیی آل اسحاق عضو شورای مرکزی حزب موتلفه مسئولیت وزارتخانه را بر عهده داشت. نهاوندیان شخصیتی چند بعدی دارد. او که در دولت هاشمی رفسنجانی به وزارتخانه رفته بود تا سال 80 و در میانه دولت خاتمی به مسئولیت خود در این وزارتخانه ادامه می دهد و علاوه بر معاونت به سمت مشاورت رئیس جمهور و رئیس مرکز ملی جهانی شدن نیز منصوب می شود. اما او در دولت دوم اصلاحات راه خود را جدا می کند و به صدا و سیمایی می رود که ریاستش با علی لاریجانی است و تا سال 84 ریاست شورای اقتصادی صدا و سیما را بر عهده دارد.
وقتی نهاوندیان در میانه چپ و راست، اعتدال را بر می گزیند
در سال 84 انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری برگزار می شود. اینجاست که نهاوندیان راه اعتدال را پیش می گیرد. او نه به سمت اصلاح طلبان متمایل می شود و نه به نسل تازه از راه رسیده اصولگرایان می پیوندند. او سرونوشت خود را به سرونوشت علی لاریجانی گره می زند و در انتخابات، مدیریت برنامه اقتصادی او را بر عهده می گیرد.
گرین کارتی که رسانه ای شد
لاریجان در آن انتخابات شکست می خورد و به جای اینکه به پاستور برود، چند خیابان آن طرف تر و به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی می رود تا دبیری مهمترین شورای عالی کشور را بر عهده بگیرد. نهاوندیان هم با او می رود و مشاور اقتصادی دبیر شورای عالی امنیت ملی می شود. در این دوره لاریجانی مسئول مستقیم پرونده هسته ای است و در بحبوحه مذاکراتش با طرف های غربی طی یک جریان نام محمد نهاوندیان به میان می آید. سال 85 است و مذاکرات علی لاریجانی درباره پرونده هسته ای به شدت در جریان است. در این بین روزنامه فایننشال تایمز آمریکا مدعی می شود که مشاور اقتصادی مذاکره کننده ایران به آمریکا سفر کرده و با مقامات آمریکایی مذاکره کرده است. در آن سال بسیاری از مقامات آمریکایی منکر مذاکره با نهاوندیان شدند و حتی پیگیر این موضوع شدند که چه کسی به یک مقام عالی رتبه ایرانی ویزای ورود به آمریکا را داده است. این درحالی بود که نهاوندیان به واسطه تحصیل در آمریکا خود گرین کارت این کشور را داشته و نیازی به ویزا نداشت. در آن زمان علی لاریجانی درباره سفر مشاور خود به آمریکا توضیح داد که «از آنجایی که آمریکا به دیپلماتهای ایرانی ویزا نمیدهد، ما از سفر محمد نهاوندیان به آمریکا استفاده کردیم تا مطالب مورد نظر خود را به محمدجواد ظریف نماینده ایران در سازمان ملل منتقل کنیم.» وزارت خارجه ایران رسماً اعلام کرد که سفر نهاوندیان شخصی است و هیچ ارتباطی به مناسبات دو کشور ندارد.
رئیس پارلمان بخش خصوصی و پایانی بر یک امپراطوری 30 ساله
نهاوندیان در سال 86 از کارهای دولتی خارج می شود و به سمت بخش خصوصی می رود. او در این سال در انتخابات اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران شرکت می کند و با 165 رای رئیس بزرگترین نهاد خصوصی ایران می شود. برای اینکه متوجه جایگاه این نهاد شویم باید اول مختصری از تاریخچه آن بگوییم. اتاق بازرگانی ایران نهادی است که اعضای آن با رای فعالین اقتصادی انتخاب می شوند. این نهاد در همه طول دهه شصت و زمان جنگ در اختیار بازرگانانی از بدنه مذهبی بازار و نزدیک به موتلفه بود. علینقی خاموشی، اسدالله عسگراولادی، علاء الدین میرمحمدصادقی از سرشناس ترین اعضای این اتاق در این سال ها بودند. پس از جنگ نیز همین بازاریان توانستند مناصب این اتاق را به دست آورند. در اولین انتخابات در دولت هاشمی یک بار دیگر علینقی خاموشی به ریاست این اتاق برگزیده شد. خاموشی طی چهار دوره همزمان رییس اتاق بازرگانی تهران و اتاق ایران بود. اساسا در این دوران این دو نهاد قابل تفکیک از یکدیگر نبودند و محل اتاق بازرگانی پایتخت٬ در دل اتاق بازرگانی ایران قرار داشت و طبقهای از ساختمان اتاق ایران در خیابان طالقانی بود. در پنجمین دوره انتخابات اتاق بازرگانی که همزمان بود با دوره دوم دولت سید محمد خاتمی ، نسل جدیدی از تجار و بازرگانان در صدد برآمدند که مهر پایانی بر حضور خاموشی و موتلفه در اتاق بازرگانی ایران بزنند و سردمدار این جریان هم محمد بهزادیان بود که پیش از آن معاون عبدالله نوری در وزارت کشور دولت هاشمی رفسنجانی بود. همه تلاش بهزادیان و اصلاح طلبان برای پایان دادن به ریاست خاموشی منجر به جدا شدن اتاق تهران از اتاق ایران شد و بهزادیان در نهایت توانست رئیس اتاق تهران شود. خاموشی همچنان به عنوان رئیس اتاق ایران باقی ماند.
با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، فشارها بر بخش خصوصی و نماینده آن یعنی اتاق بازرگانی ایران نیز افزایش پیدا کرد. طی این فشارها بهزادیان از ریاست اتاق تهران بازماند و محمد نهاوندیان که چهره ای آشنا بود جایگزین آن شد. نهاوندیان که از حمایت علی لاریجانی که اکنون رئیس مجلس هم شده بود برخوردار بود، دارای یک وزن سیاسی بالا بود. اما نکته جالب اینجاست که در جریان انتخابات دوره ششم اتاق بازرگانی، دولت احمدی نژاد که همچنان به این نهاد بخش خصوصی فشار می آورد، مانع ورود بهزادیان و جریان تحولخواه اتاق شد و آنان در این انتخابات رد صلاحیت شدند. اما با وجود اینکه شرایط برای ریاست دوباره خاموشی فراهم بود، جریان موتلفه در انتخابات نتوانست توفیقی حاصل کند و محمد نهاوندیان به سال ها ریاست خاموشی بر اتاق بازرگانی ایران خاتمه داد. موتلفه در این انتخابات تنها توانست اتاق تهران را از آن خود کند و یحیی آل اسحق به ریاست آن رسید. نهاوندیان تا پایان دولت دهم رئیس پارلمان بخش خصوصی باقی ماند.
آقای رئیس دفتر
به هر ترتیب انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و حسن روحانی با رای ملت به نهاد ریاست جمهوری رفت. این مسئله فصل جدیدی را برای نهاوندیان رقم زد. او با حکم رئیس جمهور ریاست دفتر او را بر عهده گرفت. منصبی که تا امروز بر عهده داشته است. او در تمام این دو سالی که ریاست دفتر رئیس جمهور را بر عهده داشته است، سعی کرده است که نقش واسط را میان بخش خصوصی و دولت بازی کند. برگزاری چند جلسه با اتاق بازرگانی در قامت رئیس دفتر رئیس جمهور از جمله اقدامات او بوده است. نهاوندیان همچنین بارها به دفاع از عملکرد دولت برخاسته است. عملکردی که خود بخشی از آن بوده است.
نبی الله ابراهیمی در گفتگو با خبرآنلاین از تاثیر
توافق هسته ای بر معادلات خاورمیانه می گوید و به راههای جلب اعتماد اعراب
از سوی ایران اشاره می کند.
سعید جعفری - عمر دولت روحانی به دو سال رسیده و حالا پس از حل و فصل معادلات هسته ای نگاه ها به مسائل و بحران های خاورمیانه ای جدی تر شده است. سفرهای پیاپی دکتر ظریف و دیپلماسی فعال خاورمیانه ای وزارت خارجه باعث شده کفه ترازو در این معادلات به سمت ایران سنگینی کند و دیگر کمتر از ایران هراسی سخنی گفته می شود. نبی الله ابراهیمی معتقد است ایران باید خود را به عنوان شریک و بخشی از راه حل مشکلات خاورمیانه مطرح کند. در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه را می خوانید:
پس از توافق هسته ای نگاه ها به سیاست های خاورمیانه ای دولت متمرکز شده است. اقداماتی هم در این راستا از سوی وزارت خارجه شکل گرفته است. این روند را چگونه تحلیل می کنید؟
اگر بخواهیم گفتمان تدبیر و امید را تقسیم بندی کنیم و آنرا در بحث سیاست منطقه ای مطرح کنیم در دو سال اول تیم سیاست خارجی دولت آقای روحانی بیشترین تمرکزش را در بحث حل پرونده هسته ای گذاشت. این مسئله باعث شد نگاه ایران نسبت به پرونده های منطقه ای کاهش پیدا کند ولی با توجه به سفرهای متعدد آقای ظریف به کشور های عربی در دو سال آینده بیشتر توجهات به سمت بحث های منطقه ای کشیده خواهد شد که خاورمیانه هم جزوی از آنهاست. با این حال به نظر من در چند سال پیش رو شاهد یک دگرگونی اساسی در سیاست خارجی ایران نسبت به خاورمیانه خواهیم بود.
به بحث دگرگونی در خاورمیانه اشاره کردید. به نظر شما با توجه به حساسیت ها و پیچیدگی هایی که در این منطقه وجود دارد، اولویت سیاست خارجی دولت روی چه مباحثی باید متمرکز شود؟
در حال حاضر با توجه به شرایطی که بر منطقه می گذرد و همچنین دست آوردهایی که توانسته ایم در عرصه مذاکرات هسته ای به دست آوریم سیاست خارجی خاورمیانه ای دولت آقای روحانی باید بیشترین تمرکزش را بر حل منازعات منطقه ای و جلوگیری از افراط گرایی در خاورمیانه بگذارد و به نظر من برای حل منازعات فعال کردن طرف ثالث و کشوری مانند عمان می تواند مفید واقع شود. به عبارت دیگر وقتی شما با بحران ها و اختلافات در هم تنیده مواجهید نقش میانجی ها ابتکار بسیار مهمی خواهد بود.
یکی دیگر از مباحثی که در خصوص منطقه خاورمیانه باید به آن توجه کرد نقش آفرینی قدرت های بزرگ در برخی مناقشات است. به عبارت دیگر چه راهکاری برای کنترل حضور بازیگران خارجی می توان مد نظر قرار داد؟
به نکته خوبی اشاره کردید. من معتقدم ایران باید بتواند ورود قدرت های بزرگ به مسائل منطقه ای را مهار کند و سعی کند منازعات و بحران های منطقه را با راهکارهای منطقه ای خودش حل و فصل کند، زیرا در حال حاضر بحثی که در خاورمیانه جدید مطرح است این است که اکثر بحران ها بر اثر مداخلات منطقه ای ایجاد شده است. به طور مثال مداخله ترکیه در شمال سوریه و یا حمله عربستان به یمن و یا حمله ارتش مصر به داعش در لیبی، همه نشان دهنده چهره جدید امنیتی منطقه است که قطعا برون رفت از آن تنها با بکارگیری راهکار های منطقه ای میسر خواهد بود. ایران می تواند برای حل منازعات منطقه ای با تعریف خود به عنوان یک شریک مهم سیاسی و نه یک مدیر با همکاری کشور های مهم منطقه از جمله مصر منازعات و بحران های جاری را حل کند و خودش هم بخشی از راه حل باشد.
واکنش هایی که کشورهای منطقه در قبال توافق هسته ای داشتند را چگونه ارزیابی کردید. با توجه به اینکه آقای ظریف به این کشورها سفر کردند. به نظر شما این توافق تاثیری در معادلات منطقه می گذارد؟
توافق هسته ای در خاورمیانه در ابتدای کار تاثیر خودش را گذاشته، پیام تبریک کشورهای منطقه به ایران از جمله عمارات و کویت و سوریه و عراق نشان دهنده آن بود که کشور های منطقه از اینکه ما وارد یک بحران امنیتی تر نشده ایم خرسند هستند، زیرا طبعات برنامه هسته ای ایران بر روی سیاست آنها تاثیر می گذاشت و تداخل ایجاد می کرد. در حال حاضر می توان گفت که تهران کانون دیپلماسی خاورمیانه شده است که هم از لحاظ وجهه دیپلماسی و هم از لحاظ عملی یک پیروزی برای دیپلماسی دولت آقای روحانی محسوب می شود، همانطور که می دانیم دو نوع قدرت منطقه ای در خاورمیانه وجود دارد، یک قدرت منطقه ای با ثبات و دیگری قدرت منطقه ای بی ثبات، قبل از حصول توافق به دلیل مسائل اقتصادی، فشار ها، تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت، قدرت منطقه ای ایران یک قدرت بی ثبات بود، ولی بعد از توافق هسته ای به نظر می آید قدرت منطقه ای ایران ثبات نسبی پیدا خواهد کرد و این امر می تواند به تدریج ایران را به جایگاه منطقه ای خودش که ثبات در قدرت منطقه است نزدیک کند.
در این مسیر عربستان خیلی از این تحولات استقبال نکرده و ما شاهدیم همچنان رویه تقابلی از سوی سعودی در قبال ایران در پیش گرفته می شود. برای حل این مشکل چه باید کرد؟
در این میان باید توجه داشت که عربستان سعودی و ترکیه و اسرائیل همیشه سه ضلع مانع در مقابل طرح ها و راهکار های ایران در خاورمیانه بوده و هستند و تنها نباید مشکل را به عربستان محدود بدانیم. عربستان به دلیل نفوذ ایدئولوژیکی که در جوامع سنی مذهب منطقه دارد همیشه چالشی برای ایران محسوب می شود، اما در حال حاضر عربستان سعودی با ورودش به بحران یمن به نظر می رسد تا به حال موفقیت قابل ملاحظه ای کسب نکرده و حتی می توان ریاض را یک بازیگر شکست خورده در منطقه تبدیل خواهد شد، البته این به معنای کاهش نفوذ عربستان نیست ولی باعث می شود که اعتماد غربی ها نسبت به عربستان در خصوص مدیریت منازعات منطقه ای از بین برود. عربستان سعودی در بحث بحران سوریه بی رمق شده است و یک نوع ترس و واهمه هم از نتایج معکوس سلفی تکفیری در سوریه دارد و بمب گذاری شهر ابها زنگ خطری برای سعودی ها محسوب می شود همچنین نسل سومی های خاندان آل سعود هم به غیر از محمد بن سلمان چندان تمایلی به نقش مداخله گرایانه عربستان در کشور های خاورمیانه ندارند، زیرا معتقدند که عربستان با ورودش به بحران های عمیق منطقه ای و پرونده های متعدد متضرر خواهد شد. به نظر من با توجه به اینکه ایران به کانون دیپلماسی منطقه ای و یک نقطه ثبات برای جامعه بین المللی تبدیل شده است و اینکه اگر عربستان سعودی هم در یمن نتواند به نتایج قابل ملاحظه و ملموسی دست پیدا کند، این مسئله باعث می شود که عربستان مانند گذشته مورد توجه جوامع بین المللی قرار نگیرد.
با این تفاسیر شما فکر می کنید چه رویه ای در سیاست های خاورمیانه ای دولت باید مد توجه قرار گیرد؟ آیا چشم انداز پیش رو مثبت است؟
به طور کل با در نظر گرفتن همه این مسائل و با توجه به عملکرد دولت آقای روحانی در این دو سال من چشم انداز مثبتی را در خصوص روابط ایران با منطقه خاورمیانه پیش بینی می کنم، با روی کار آمدن سفرایی که نسبت به شرایط منطقه ای آگاه هستند و در کار خود حرفه ای عمل می کنند می توان این انتظار را داشت که ایران در دولت آقای روحانی در خاورمیانه به روابط مطلوبی دست پیدا کند و خود بخشی از راه حل منازعات منطقه ای باشد.
برخی
رسانهها اعلام کردند امارات و مصر از عربستان به دلیل کارشکنی در تشکیل
ارتش مشترک عربی ناراحتند و انتقادهای رسانهای خود را به صورت آرام آغاز
کردهاند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، امارات و متحدانش در منطقه پس از آنکه عربستان سعودی کارشکنیهایی در تشکیل ارتش مشترک عربی انجام داد، یک جنگ رسانهای آرام را علیه ریاض آغاز و تیرهای انتقاد خود را به سمت این کشور رها کردهاند.
وبگاه «عربی 21» ضمن اعلام این خبر، برخی از انتقادات رسانههای مصری و اماراتی را به عنوان شاهد مثال آورده است؛ شبکه «اسکای نیوز» عربی هفته گذشته گفتوگویی با فردی به نام «عبدالله عثامنه» انجام داد و این فرد مدعی شد عربستان، امارات و قطر طرح تشکیل ارتش مشترک عربی معلق باقی گذاشتهاند.
بر اساس گزارش مذکور، امارات و مصر همچنان از طرح ارتش مشترک عربی حمایت میکنند زیرا هر دو کشور به شدت قصد آن را دارند که در لیبی به نفع «خلیفه حفتر» مداخله کنند.
در همین راستا «محمود شمام» مطبوعاتی لیبیاییتبار مقیم امارات در صفحه توئیتر خود نوشت: چرا عربستان تیر خلاص را بر طرح ارتش مشترک عربی شلیک کرد؟ پاسخ در واشنگتن است که «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان هفته آینده به آنجا میرود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که لغو کردن این طرح بر آن دلالت دارد که عربستان بر گفتوگو به عنوان یک راهحل در لیبی تکیه کرده و مانند مصر وامارات خواهان مداخله نظامی نیست.
مصر حتی به صورت یکجانبه تعدادی از پایگاههای داخل لیبی را بمباران کرد اما از ادامه این اقدام خود عقب کشید به این امید که نیروی مشترک عربی تشکیل شود و پوششی برای هر مداخله نظامی عربی مانند مداخله در مسأله یمن باشد.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، علی طباطبایی شب گذشته -هشتم شهریورماه- بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. بنا بر این گزارش، این بازیگر جوان در آثاری نظیر بچه های نسبتا بد، آشپزباشی، ترانه مادری، قلب یخی و ... حضور داشت. خبرگزاری فارس این ضایعه را به سیدکمال طباطبایی پدر مرحوم که از تهیه کنندگان سینماوتلویزیون است و جامعه هنری تسلیت می گوید.