همانطورکه موضوع اتحاد شوروی-آمریکا در
دوره 1970 نشان می دهد، تفاوت های مستمر در مسائل امنیتی منطقه ای می
تواند سبب توقف پیشروی صلح شود.
مارک ان. کتز
با درنظر گرفتن روابط بد ایران و آمریکا طی چندین سال، توانایی این دو
دولت در رسیدن به توافق هسته ای قابل توجه و چشمگیر است. اما آیا آن ها
اکنون می توانند براساس این توافق، روابط خود را به طور گسترده تری بهبود
دهند؟
موانع مهمی در مقابل این موضوع وجود دارد. یکی از آن عوامل،
وجود تفاوت های اساسی درموارد متعدد بین دو کشور می باشد، ازجمله درگیری
های منطقه ای موجود، روابط ایران با اسرائیل، عربستان سعودی و دولت های
عربی دیگر، و مسائل حقوق بشر.
فرید زکریا در 19 جولای اظهار داشت که در
سال 1971 چین و آمریکا علیرغم وجود اختلافات اساسی، ازجمله حمایت چین از
کمونیست های ویتنامی درحال مبارزه با نیروهای آمریکایی در هندوچین و به
طورکلی برای گسترش انقلاب مارکسیستی، قادر به توافق شدند. هرچند درطی هفت
سال بعدی سیاست خارجی چین تغییر یافت و جانشین مائو، دنگ ژیائوپنگ، انقلاب
مائو را در سراسرجهان درهم شکست. زکریا گفت: درحالیکه حمایت ایرانیان از
انقلاب در ماه های آینده احتمالا تغییر نمی کند اما ارتباط گسترده ایرانیان
با سایر جهان، آن دسته ایرانیانی را که سرنوشت کشورشان را بخشی از جهان
مدرن، نه برخلاف آن می دانند، تقویت خواهدکرد.
این احتمال وجود
دارد که روابط ایران-آمریکا، مدل مثبت آمریکا-چین را دنبال کند. همچنین
ممکن است مدل منفی را درپیش گیرد که توافق شوروی-آمریکا در 1970 به کار
گرفت. آن زمان، ایالت متحده و اتحاد جماهیر شوروی، به یک سری توافق های
کنترل سلاح های هسته ای دست یافتند. همچنین در آن دوران، واشنگتن و مسکو در
درگیری های متعدد منطقه ای، جبهه های متضادی را حمایت می کردند، ازجمله در
خاورمیانه، آنگولا، شاخ آفریقا، کامبوج و افغانستان. حمله شوروی به
افغانستان در 1979 موجب شد که دولت کارتر از پیمان سالت 2 ضمن تصویب آن در
سنا عقب نشینی کند و بدون تردید این اقدام باعث شکست این پیمان شد. بعداز
آن جنگ سرد تازه سرگرفت و به طول انجامید تا گورباچف به قدرت رسید.
وقایع
شوروی-آمریکا در دوره 1970 نشانگر این است که تفاوت های مستمر در مسائل
امنیتی منطقه ای می تواند سبب توقف پیشروی توافق نه تنها در روابط کلی
دوطرفه بلکه در عرصه کنترل سلاح های هسته ای، جاییکه پیشروی درحقیقت اتفاق
افتاده، شود. اکنون این ریسک وجود دارد: اختلافات بین ایران و آمریکا
درمورد مسائل امنیتی نه تنها سبب توقف پیشروی گسترده صلح می شود بلکه می
تواند سبب تضعیف معامله هسته ای ایران شود.
دو تفاوت اساسی بین
توافق ایران-آمریکا و شوروی-آمریکا وجود دارد. نیکسون و کیسینجر، به منظور
جلب حمایت آمریکا برای کنترل استراتژیکی سلاح ها، انتظارات غیرواقعی درمورد
تاثیر تنش زدایی در بهبود کلی روابط شوروی-آمریکا، ازجمله درگیری ها در
جهان سوم، به وجود آوردند. اما، مسکو، دید سیاست واقع گرایانه تری داشت:
درحالیکه آمریکا و شوروی برسر سلاح های هسته ای که درآن منافع متقابل وجود
داشت، همکاری می کردند، مسکو میدانست که آن ها باید در مناطق دیگر ازجمله
جهان سوم، جاییکه منافعشان به هم خورده، رقابت را ادامه دهند.
درنتیجه
انتظارات متنوع، مداخله کوبا در آنگولا در 1975، مداخله شوروی-کوبا در شاخ
آفریقا در 1977-78، مداخله ویتنام تحت حمایت شوروی در کامبوج در 1978، و
مهمتراز همه مداخله شوروی در افغانستان در 1979، کمک زیادی در فروپاشی صلح
کرد چون اقدامات شوروی، از آنچه کنگره و مردم آمریکا انتظار داشتند، سرپیچی
کرد. اما رئیس جمهور اوباما در محدودسازی انتظارات درمورد چیزیکه توافق
هسته ای ایران به آن منجر خواهدشد، بسیار محتاط بوده است. او تاکید داشته
است که توافق هسته ای فقط درمورد مسائل هسته ای می باشد و تاثیری در روابط
ایران-آمریکا ویا حل مسائل منطقه ای ندارد. همانطورکه رهبر ایران، ایت الله
خامنه ای، نیز چنین می گوید، اوباما دراین اقدامات محتاط است. داشتن برخی
انتظارات درمورد اینکه توافق هسته ای چه تاثیری می تواند داشته باشد، می
تواند از شکست آن به دلیل انتظارات غیرواقعی درباره دیگر مسائل، جلوگیری
کند.
به علاوه، درحالیکه ایالت متحده و شوروی، تقریبا همیشه در
بسیاری از درگیری ها که در جهان سوم رخ داد، مناقع متضاد داشتند، چنین چیزی
درمورد ایران و آمریکا صدق نمی کند. واشنگتن و تهران، هردو، دولت شیعه
بغداد را در مقابله با جهادگر سنی "دولت اسلامی" ( داعش) حمایت می کنند.
ایالت متحده و تهران هیچ یک نمی خواهند طالبان، مجددا قدرت را در افغانستان
به دست بگیرد. ایران، رژیم اسد در سوریه را حمایت می کند درحالیکه آمریکا
مخالف آن است. واشنگتن و تهران، مخالف پیشرفت داعش و جهادگران سنی دیگر در
آنجا هستند.
اما، ایران و آمریکا، اختلافات عمده در درگیری های دیگر
مناطق دارند( ازجمله اسرائیل-حماس، اسرائیل-حزب الله، حوثی ها-نیروهای
سعودی در یمن، و جنگ شیعه-سنی در بحرین). منفعت مقابله دوطرف با داعش و
سایر جهادگران سنی، پایه همکاری بیشتری در درگیری های منطقه ای برای ایران و
آمریکا را فراهم می کند، عاملی که در بین شوروی و آمریکا وجود نداشت.
درنتیجه،
احتمال بیشتری برای صلح ایران و آمریکا باتوجه به سلاح های هسته ای باقی
مانده، نسبت به آمریکا-شوروی وجود دارد. اما اگر روابط ایران و آمریکا به
صلح و سازش گسترده تری برسد، واشنگتن و تهران نیاز به درک یکدیگر درمورد
درگیری های منطقه ای خواهند داشت. و این آسان نخواهدبود چون حل مسائل منطقه
ای، مستلزم حضور بازیگران بیشتری نسبت به مذاکرات هسته ای است.
نگرانی
مشترک درمورد داعش، همانطورکه اشاره شد، باتوجه به عراق، افغانستان و
سوریه، پایه ای برای همکاری ایران و آمریکا فراهم می کند( به ویژه اگر رژیم
اسد فروریزد). همچنین لازم است دیپلماسی آمریکا، تلاش هماهنگی درراستای
کاهش خصومت ها بین ایران ازیک طرف، اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر دولت های
عربی از طرف دیگر داشته باشد.
توافق ایرن-آمریکا لازم است راهی در پیش
گیرد که اتفاق سال 1970 ( آمریکا-شوروی) تکرار نشود. اما این موضوع، لازمه
تلاش هماهنگ تهران و واشنگتن در رسیدن به روابط خوب چین-آمریکا است.

مصطفی ظاهری – رجانیوز: اعلام خبر سفر فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه به ایران در هفته جاری باعث شد تا ناخودآگاه افکار عمومی و بسیاری از رسانه ها خاطره تلخ چگونگی ورود فرآورده های خونی آلوده به ایران و شیوع بیماری ایدز را در دهه ۶۰ به خاطر بیاورند. فاجعه تلخی که فابیوس نخست وزیر وقت فرانسه در آن نقش موثری داشت و حالا ظاهرا قرار است وی بدون هیچ عذرخواهی و محاکمه ای، اواخر همین هفته با فرش قرمز استقبال مقامات ایران مواجه شود تا پس از توافق هسته ای، به عنوان اولین وزیر خارجه کشورهای ۱+۵ به ایران بیاید و برای بازار شرکت های فرانسوی مشتری ایرانی پیدا کند.
فابیوس وزیر خارجه یهودی فرانسه از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۶ به مدت دو سال نخست وزیر دولت میتران بود که در دوران نخستوزیری او فرآورده های خونی آلوده به ویروسهای خطرناک در فرانسه توزیع شد و انستیتو مریو فرانسه فراورده فاکتورهای انعقاد خونی آلوده به ویروسHIV و هپاتیت را به برخی از کشورها مانند آلمان غربی، ایتالیا، آرژانتین، عربستان، عراق و ایران و ... صادر کرد. این فاکتور در کمک به انعقاد خون بیماران مبتلا به هموفیلی مصرف میشود و در نتیجه سبکسری انستیتوی فرانسوی تعدادی از بیماران هموفیلی کشورهای دریافت کننده به ویروسHIV و بیماری ایدز و هپاتیت مبتلا شدند.
همین موضوع سبب شد تا به سراغ آقای علی صابری وکیل پرونده قدیمی فرآورده های خونی آلوده برویم و درباره ابعاد مختلف این پرونده نظر وی را جویا شویم. لازم به ذکر است که آقای صابری امروز تنها عضو نابینای شورای شهر تهران است که با حضور در لیست انتخاباتی اصلاح طلبان موفق به حضور در شورای شهر پایتخت گردید:

* سلام آقای صابری. لطفا در ابتدا یک توضیح کلی در خصوص این پرونده برای مخاطبین ارائه کنید.
- با
سلام و عرض ادب خدمت شما. شروع ماجرا از این قرار است که سال ۱۳۷۶ با
شکایت کسی که خون فرزند او آلوده شده بود و برای ادای دعوی به دفتر مقام
معظم رهبری مراجعه کرده، با پی نوشت مقام معظم رهبری، قوه قضاییه وارد این
پرونده می شود.
* بیماری اش چه بود؟
-دقیقا
به خاطر ندارم که ایدز بود یا هپاتیت. البته همه این افراد یا ایدز گرفتند
یا هپاتیت. بعضی ها هم هر دو بیماری. البته اولین مورد ایدزی که درایران
کشف شد و در یک بچه ۶-۷ ساله بود یکی از موکلین ما در این پرونده بوده است و
از همین طریق به این بیماری آلوده شده است که چند سال پیش فوت کردند.
به
هر حال قوه قضائیه وارد رسیدگی می شود. شعبه ۳۷ دادگاه های عمومی آن زمان
مستقر در مجتمع قضایی کارکنان دولت پرونده کیفری ای تشکیل می دهد که متهمین
آن برخی مقامات وقت وزارت بهداشت و درمان و سازمان انتقال خون بودند که
عملا الان اگر بخواهیم از لحاظ سابقه دولتی در نظر بگیرید باید بازنشسته
شده باشند. ۱۸ سال از آن قضیه می گذرد و آنها هم آدم های بی تجربه و تازه
کاری نبودند.
به هر حال این پرونده تشکیل می شود و تحقیقات بسیار
مفصلی در این خصوص صورت می گیرد و مشخص می شود ریشه این بیماری مربوط به
یکی محصولات و فرآورده های خونی ای که شرکت مریو فرانسه دهه ۶۰ به ایران
وارد کرده بود، بوده است. البته لازم به ذکر است که خون نبوده که
بعضی از دوستان دولتی عمدا یا به اشتباه می خواهند وانمود کنند که خون بوده
است که بعدا از آن یک نتایجی را بگیرند که غیر معتبر است. نه فرآورده های
خونی بود.
الان شرکت مریو ای وجود ندارد چرا که با شرکت منحل شده و
با یک شرکت دیگری به نام سنوفی اَوِنتیس ادغام شده که متاسفانه برخی از
رسانه ها خبر از ورشکستگی آن دادند که صحت ندارد. این شرکت سنوفی اَوِنتیس
همین الان با ایران مراوده مالی دارد و محصولات دارویی به ایران صادرات می
کند و در ایران دارای نمایندگی است که مسلما بعد از تحریم مراوده آن بیشتر
هم خواهد شد. شاید هم اصلا یکی از برنامه های فابیوس به ایران، تسهیل
مراودات این شرکت باشد.
به هر حال محصولاتی از شرکت مریو در دهه ۶۰
به ایران وارد شده است. البته این محصولات صرفا به ایران صادر نشده و
کشورهای زیادی از این محصولات آلوده شدند که یک نمونه آن در منطقه کشور
عراق است که از آنها شکایت کرده و خسارت گرفته است.
یکی هم درباره
محصولات تولید داخل خودمان. یک عده ای هستند که عمدا به هپاتیت دچار شدند و
از محصولات داخلی استفاده کردند که ربطی به شرکت مریو ندارد. تجهیزات
وارداتی برای آن پالایشگاه دارای مشکل بوده که آن بحث هم مطرح است ولیکن
ربطی به مریو ندارد و مربوط به شرکت های دیگر خارجی است و من هم درگیر این
پرونده نبودند و به هیمن علت نمی توانم توضیحات بیشتری بدهم.
این
پرونده ادامه پیدا می کند که پس از ۱۸ سال کش و قوس همچنان در دستگاه
قضایی ما نافرجام مانده است. از نتایج این تحقیقات و بررسی ها ما استفاده
کردیم و این بررسی ها شامل اداره آگاهی، سازمان بازرسی های کشور و اداره
پزشک قانونی و همه این ها بوده است. من در محاکم برای ۳۰۰۰ نفر دادخواست
تنظیم کردم که ۲۰۰۰ پرونده مورد رسیدگی قرار گرفت و رای صادر شده است و
نزدیک ۱۰۰۰ پرونده نیز همچنان در دادگستری مفتوح است که البته من برای
سرنوشت آنها خوش بین نیستم چرا که عددهایی که برای خسارت تعیین می شود به
هیچ عنوان قابل ملاحظه و معقول نیست و از نظر من این پرونده ها عملا به مرگ
مغزی دچار شده اند چرا که مسیر بحث دیگر مسیر حقوقی نیست به این علت که
شما با هر کسی در وزارت بهداشت صحبت می کنید می گوید علی صابری مبالغ خیلی
کلانی پول در این پرونده ها نصیبش شده است.

به هر حال این کشور دستگاه اطلاعاتی دارد، دستگاه قضایی دارد، دستگاه امنیتی دارد و می توانند شرایط مالی من را بررسی کنند. من همین جا در ایران هستم و تا به حال نه به اروپا و نه به آمریکا رفته ام و نه تاکنون پول از کشور خارج کرده ام. همه اموال من هم مشخص است. کار برای تیم مبارزه با من نه سخت است و نه راهگشا. چرا که آن هایی که زجرش را می کشند و نیاز به برنامه حمایتی از سوی دولت دارند. آنهایی که به سیروز کبدی دچاراند درمان بشوند و یا آن هایی که نیستند به این بیماری دچار نشوند، اعم از اینکه دیه گرفته باشند یا نگرفته باشند از این اقدامات سیاسی بهره ای نمی گیرند و هر روز به زجرشان افزوده می شود. من که یک وکیل ساده هستم و اتفاق خاصی برای من رخ نخواهد داد.
* البته این افراد میلیون ها دلار هم خسارت و دیه بگیرند، هیچگاه جبران زجری که می کشند نمی شود.
- این
که این مورد دادگاهی بشود و دائم ایراد بگیرند و واو من را ایراد بگیرند و
دعوی را رد کنند و دوباره دعوی اقامه بشود و سال ها این پرونده ادامه پیدا
کند، هیچ دردی از این بیماران دوا نخواهد کرد. شما
به عنوان یک اهل رسانه از آقای محمد جواد لاریجانی که نماینده حقوق بشری
قوه قضاییه هستند که سالانه گزارش حقوق بشری ایران را هم به سازمان ملل
ارائه می کند بپرسید آیا از دیدگاه ایشان، قوه قضاییه و حقوق بشر، این قضیه
قابل پیگیری برای دولت فرانسه هست یا نه؟
ایشان جواب خواهد داد. یا
می گوید بلی و یا نه و اگر بگوید بلی که چه اقدامی تا کنون آنها انجام
دادند؟ یا اگر کاری نکردند از این به بعد چه کاری می خواهند بکنند؟
* علیه شرکت مریو دعوی از سوی ایران صورت نگرفت؟
- دولت
ایران در هیچ یک از دوره های هرگز علیه این شرکت و دولت فرانسوی اقامه
دعوی نکرده و شکایتی نداشته است. زیرا، قطعا اگر اینگونه بود حتما می
توانستیم خسارت خودمان را همچون سایر کشورهای دیگر، بگیریم. وقتی
دولت پذیرای فابیوس که نماینده دولت فرانسه است می شود یعنی اینکه هیچ
گونه ادعایی علیه این پرونده از فرانسه ندارد وگرنه شما هیچگاه پذیرای کسی
که دستان وی به خون هزاران ایرانی آلوده است نمی شوید و این برخلاف تمامی
اصول انسانیت است.
* در مجموع چه تعدادی آلوده شدند از این طریق؟
- حدودا ۳۵۰۰ نفر
* چه تعدادی فوت کردند؟
- بالغ بر ۲۰۰ نفر فوت کردند که بخاطر این بیماری بود.
* ما هم امیدواریم هم ایشان و هم دیگر مسئولین کشور در خصوص عملکرد خود در این قضیه پاسخگو باشند.
من هم از شما متشکرم.
بحث برگشتپذیری تحریمها یکی از مسائل چالش برانگیز برنامه جامع اقدام مشترک است با اعلام جمعبندی مذاکرات هستهای میان ایران و کشورهای موسوم به 1+5 در وین و صدور قطعنامه 2231 شورای امنیت که مُهر تائیدی بر اجرای جمعبندی مذاکرات بود، حالا در ایران متن برجام بدقت از سوی صاحبنظران رصد شده و تلاش میشود برخی ابهامات آن شفاف و جزئیات این توافق بررسی شود.
اظهارات محمدجواد ظریف، رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان درباره جمع بندی مذاکرات در وین نشان داد حتی برای تیم مذاکره کننده نیز روشن است که ممکن است بخش هایی از متن توافق با نقدهایی روبه رو باشد و حتی رئیس جمهور کشورمان هم پذیرفت که تهران در جریان مذاکرات گل های خورده ای داشته و برای همین هم در یک مثال فوتبالی گفت: «وقتی می گوییم برنده شدیم یعنی سه گل زده ایم و دو گل خورده ایم.»
آن طور که یک نماینده پیشین مجلس چندی قبل به «جام جم» گفت، به نظر می رسد یکی از گل های خورده ایران در جریان مذاکرات وین، در ارتباط با موضوع حساس لغو تحریم امکان بازگشت تحریم های هسته ای باشد.
با نگاهی به متن برجام و نیز قطعنامه شورای امنیت درباره برنامه هسته ای کشورمان، روشن است اگرچه تحریم های بین المللی علیه ایران در آستانه لغو قرار گرفته اما آنچه آمریکایی ها از آن به «مکانیسم ماشه» تعبیر می کنند، یکی از مسائل چالش برانگیز برنامه جامع اقدام مشترک است.
مکانیسم ماشه در برجام و قطعنامه 2231
اگرچه بند 18 متن برجام تصریح می کند «قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که برجام را تائید خواهد نمود تمام مفاد قطعنامه های قبلی شورای امنیت درخصوص موضوع هسته ای ایران ـ ۱۶۹۶، ۱۷۳۷ ، ۱۷۴۷ ، ۱۸۰۳ ، ۱۸۳۵ ، ۱۹۲۹ و ۲۲۲۴ را همزمان با اجرای اقداماتِ توافق شده مرتبط با هسته ای توسط ایران، راستیآزمایی شده توسط آژانس، به نحو مشخص شده در پیوست 5 لغو خواهد کرد و محدودیت های خاصی را به نحو مشخص شده در پیوست ۲ برقرار خواهد کرد»، اما قطعنامه شورای امنیت، اجرای این بند برجام را مشروط کرده است.
در بند هفتم و بخش «A» این قطعنامه آمده است که «تصمیم می گیرد طبق ماده 41 منشور ملل متحد، پس از آنکه شورای امنیت گزارش مشخص شده در بند پنجم را از آژانس بین المللی انرژی اتمی دریافت کرد : a ـ شروط قطعنامه های 1696، 1737، 1747، 1803، 1835 و 1929 و 2224 را پایان دهد.»
با این حال بند 12 همین قطعنامه، شرطی را بر پایان روند اجرایی قطعنامه های پیشین در نظر می گیرد که چنین تاکید می کند: «تصمیم می گیرد طبق ماده 41 منشور ملل متحد، اگر شورای امنیت قطعنامه ای براساس بند 11 برای ادامه اجرای انقضاهای بند 7(a)، که از نیمه شب به وقت گرینویچ پس از سی امین روز بعد از ارائه اخطاریه به شورای امنیت اجرایی می شود، تصویب نکند، همه شروط قطعنامه های 1696 ، 1737 ، 1747 ، 1803 ، 1835 و 1929 که طبق بند 7(a) منقضی شده اند، به همان شکل که قبل از تصویب این قطعنامه اعمال می شدند، اعمال خواهند شد و تدابیری که در بندهای 7، 8 و 16 تا 20 این قطعنامه آمده انقضا پیدا می کنند، مگر این که شورای امنیت طور دیگری تصمیم بگیرد.»
نگرانی از بازگشت تحریم ها؛ موافقان و مخالفان چه می گویند؟
به عقیده منتقدان، وجود این تبصره مشروط کننده، عملا باعث حفظ نظام تقنینی تحریم ها شده و یک ابزار تهدیدکننده در برابر سیاست های جمهوری اسلامی ایران حتی درباره مسائل غیرهسته ای تلقی می شود؛ بویژه آن که براساس سازوکارهای درنظرگرفته شده درباره اعتراض هر یک از هفت کشور به روند اجرای تعهدات طرف مقابل، اصرار به لغو توافق می تواند بدون نیاز به مصوبه جدید، مبنای بازگشت تحریم های قدیمی به شمار آید.
بهشتی پور: بازگشت پذیری دوطرفه است
با وجود این، برخی موافقان توافق، با خوشبینی به وجود مکانیسم ماشه در
قطعنامه 2231 نگریسته و تصمیم ایران به اجرای توافق را برای ملزم کردن طرف
مقابل به تعهداتش در متن برجام کافی می دانند. 
حسن بهشتی پور از کارشناسان مسائل هسته ای ایران در همین ارتباط در گفت وگویی با «جام جم» در پاسخ به نقدهای مطرح درباره وجود مکانیسم ماشه می گوید: «تیم هسته ای کشورمان به طور مبسوط به این نقد پاسخ داده و تشریح کرده که بازگشت پذیری در برجام، امری دوطرفه است؛ یعنی اگر طرف مقابل می تواند در قبال تخلف ایران از توافق، تحریم هایش را بازگرداند، ایران هم این فرصت را دارد که در صورت پرهیز طرف مقابل از اجرای برجام، به فعالیت های گذشته خود بازگردد. البته هرگونه بازگشت برای دوطرف هزینه دارد؛ اما چون ایران قصد تخلف از توافق را ندارد، نباید نگران باشد.»
وی با این حال در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بهانه تراشی طرف غربی و احیای تحریم ها تحت عنوان مکانیسم ماشه توضیح می دهد: «من می پذیرم که هر معامله ای ریسکی دارد، اما نباید از آن ترسید، زیرا اگر درصدی از ریسک را نپذیریم، عملا هرگونه توافق ناممکن می شود. در برجام آن قدر جزئیات فنی پیش بینی شده که راه برای بهانه جویی فنی بسته بوده و فقط ممکن است برخی بهانه های سیاسی مطرح شود. در این خصوص هم فکر می کنم ما نباید در موضعگیری های خود به گونه ای عمل کنیم که امکان بهانه جویی را به طرف مقابل بدهیم. از یاد نباید برد که در جریان مذاکرات هسته ای چهره ایران در محیط بین المللی ارتقا یافته و توانسته ایم اعتماد دنیا را جلب کنیم.
او درباره فرآیند لغو تحریم ها نیز می گوید: «فرآیند لغو تحریم ها مرحله به مرحله است و باید به هر گام برداشته شده در این مسیر توجه کرد. در مرحله اول ما جمع بندی مذاکرات را داشتیم. در گام بعدی شاهد صدور قطعنامه شورای امنیت بودیم؛ سپس توافق در جریان بررسی متن وین در ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا، رسما اعلام شده و پس از آن توافق اجرا می شود. در طول این مسیر اقدامات ایران و 1+5 به طور متناظر پیش می رود تا درنهایت آژانس اقدامات ایران را تائید کند و تحریم های عدم اشاعه لغو شود. بنابراین این که می گویند تحریم ها هشت سال دیگر لغو می شود، درست نیست، چون تحریم های اصلی که شامل تحریم بانک مرکزی و تحریم نفت ایران است، حداکثر تا شش ماه دیگر برداشته می شود.»
او درباره «لغو» یا «تعلیق» تحریم ها نیز بیان می کند: «اتحادیه اروپا تحریم های خود را لغو می کند، اما آمریکا آن را متوقف خواهد کرد.
کوشکی: قطعنامه 2231، موضع تحریم ها را تحکیم کرد
در مقابل اما دکتر محمدصادق کوشکی، کارشناس دیگری در حوزه مسائل هسته ای کشورمان در
گفت
وگو با «جام جم» به پیشینه طراحی مکانیسم ماشه از سوی طرف غربی و بویژه
واشنگتن اشاره کرده و می گوید: «بحث بازگشت پذیری تحریم ها بویژه تحریم های
شورای امنیت نکته ای بود که آمریکا از توافق ژنو به این سو مدام دنبال می
کرد و چون بر این گمان بودند که وجود تحریم ها عامل اصلی حضور ایران در
مذاکرات بوده، تلاش می کردند این تحریم ها را به عنوان ضمانت اجرایی تعهدات
ایران در توافق هسته ای حفظ کنند.» او با اشاره به جمع بندی مذاکرات وین
توضیح می دهد: «در حال حاضر مکانیسم ماشه دست کم برای هشت سال وجود دارد و
آمریکا و اتحادیه اروپا تنها پس از طی این مدت و اجرای تعهدات کشورمان،
حاضر به لغو تحریم ها می شوند.»
کوشکی با تشریح تفاوت های متن برجام و نیز قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل، اعتراض تهران به قطعنامه و بند ویژه بازگشت پذیری تحریم ها را بی اثر دانسته و تاکید می کند: «ما در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفته ایم و چه برجام را در ایران تصویب کنیم یا نکنیم، قطعنامه شورای امنیت به خودی خود قابل اجراست و ما همچون متهمی در دادگاهی قرار گرفته ایم که حق دفاع از خود را ندارد و در مقابلش هم قاضی و دادستانی قرار گرفته اند که هر دو یکی هستند».
این صاحب نظر مسائل هسته ای بی تفاوتی برخی مقامات دولتی در قبال قطعنامه 2231 شورای امنیت را از جنس بی تفاوتی مقامات دولت قبل در قبال قطعنامه های تحریمی و ورق پاره خواندن آنها دانسته و به دولتمردان یادآوری می کند: «هدف از مذاکرات هسته ای لغو تحریم ها بود و نه تجمیع همه تحریم ها در قالب یک قطعنامه، مانند شمشیر داموکلس بر سر ایران.»
کوشکی در پاسخ به پرسش دیگری درباره تعهد 1+5 به لغو تحریم ها در متن برجام، توضیح می دهد: «برجام تاثیر زیادی بر لغو تحریم ها ندارد و غرب با زیرکی توانسته تحریم ها را در قطعنامه شورای امنیت بازتولید کند. در واقع باید دقت کرد که در جریان مذاکرات، پنج کشور از اعضای 1+5 در واقع یک شخصیت بودند که در دو چهره ایفای نقش می کردند. آنها یک بار به عنوان اعضای شورای امنیت تحریم ها را در قالب قطعنامه ای جدید احیا کردند و بار دیگر در نقش 1+5 وعده هایی را درباره لغو تحریم ها دادند. به این ترتیب هرچند تهران در فرآیند مذاکرات، تحریم ها را یک کاسه می دید، اما در واقع آنچه در برجام آمده، همه تحریم ها نیست و اعضای شورای امنیت در قطعنامه 2231 جایگاه بخش مهمی از تحریم ها را مستحکم کردند.»
سیدمحمد غرضی با اعلام آمادگی خود برای حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: مانند رقابتهای ریاست جمهوری، برای توسعه جمهوریت و اسلامیت قصد ورود به مجلس دارم.
