بصائر
بصائر

بصائر

ایرانی ها در زمان عثمانی چگونه به عتبات می رفتند؟


این یادداشت می کوشد با بررسی مسافرت زائرین کشورمان با استفاده از سفرنامه ها و جراید در بازه زمانی سال های 1847 تا 1896میلادی (1226تا1275 شمسی) در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار پرداخته شود.

مصطفی فهیمی: در طول سالیان متمادی موضوع زایرین به عراق همیشه یکی از موضوعات فعال و مطرح در شئوون روابط سیاسی و امنیتی در دو سوی مرزها بوده و همین مسئله در روابط دولت عثمانی با دولت های صفویه، افشاریه ،زندیه و قاجاریه در کشورمان خود نمائی و بطور مستقیم در روابط اقتصادی و اجتماعی دو کشور اثر گذار بوده است.

دراین یادداشت علیرغم کمبود منابع رسمی سعی شده تا با بررسی مسافرت زائرین کشورمان با استفاده از سفرنامه ها و جراید در بازه زمانی سال های 1847 تا 1896میلادی (1226تا1275 شمسی) در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار پرداخته شود.

 

چند نکته مهم

اول: در این دوره زائرین فقط از ایران به عثمانی (عراق) مسافرت می کرده اند و گزارشاتی مبنی بر زیارت زائرین از سمت عثمانی (عراق) به ایران گزارش نشده است.

دوم: مسافرت انبوه و سازمان یافته مردمی وسیع به قصد زیارت عتبات از دوره صفویه آغاز شده و سپس روندی شتابان و تصاعدی پیدا می کند که البته این روند خود نیز تابعی از روابط سیاسی و امنیتی دو کشور بوداست.

سوم: در کلیه مذاکرات و گفتگو های انجام شده بین دولت ایران و عثمانی از جمله پیمان نامه معروف کردان در سال1746میلادی (1125 شمسی) ، ارزروم اول در 28 ژوئیه 1823م (1238ق/1202 شمسی) و ارزروم دوم 31 می 1847میلادی(1226 شمسی) موضوع زائرین در دستورکار قرار داشته است. بعنوان مثال در ماده هفتم موافقتنامه دوم ارزروم چنین آمده است: «ماده 7 - دولت عثمانی متعهد به ارائه تسهیلات لازم به زائرین ایرانی بر اساس معاهدات سابق، جهت زیارت اماکن مقدسه در داخل خاک عثمانی می باشد تا این زائرین با سلامت کامل و بدون هیچگونه تعرض و یا هرگونه برخورد ناراحت کننده ، بتوانند به زیارت بپردازند. و با توجه به تمایل دولت عثمانی به تقویت و تحکیم روابط دوستانه و لزوم تداوم تفاهم میان دو دولت اسلامی و بالطبع میان اتباع دو کشور، لذا متعهد میشود که مناسبترین راههای لازم را برای تامین تسهیلات نه تنها برای زائرین ایرانی، بلکه جهت همه اتباع ایرانی در خاک عثمانی، فراهم نماید. به طوری که از آنان در برابر هرگونه ظلم و خشونتی در خصوص کارهای بازرگانی و یا امور دیگر، حمایت کند.»

همچنین در این خصوص علی الوردی نویسنده عراقی در کتاب لمحات اجتماعیه من تاریخ العراق الحدیث آورده است: «از ابتدای سال 1821 میلادی (1200 شمسی) روابط عراق و ایران به صورت تدریجی، روندی رو به بهبود داشت و صلح میان دو دولت برقرار گردید و مرزهای میان دو کشور تعیین شد. این امر موجب افزایش زوار و مهاجران ایرانی به عراق بود.»
چهارم: با توجه به طولانی بودن مرزهای دو کشور ، عدم تسلط کامل بر مرزها و نبود آمار ثبت شده در اسناد تعیین تعداد زائرین به عراق را تا حدودی مشکل کرده و فقط ناچار بایستی به ارقام و آمار ذکر شده در بعضی از سفرنامه ها و گزارشات قناعت کرد.

بدین ترتیب تلاش شده تا جهت آشنائی و درک عینی تری از پدیده زیارت عتبات عالیات نزد مردم کشورمان در دوره ای خاص قضاوتی از رفتار کنونی پی برد.

آمار جالب از زایرین عتبات در 160 سال پیش
در کتاب موسوعة العتبات المقدسة از جعفر الخلیلی از قول گردشگر آلمانی چنین آمده است: « گردشگر و مستشرق مشهور که پیترمان نامیده می شد در سال 1855 میلادی (1234 شمسی) از بغداد دیدن کرده است، می نویسد: تعداد زائران ایرانی که به صورت مرتب به بغداد آمده و سپس به نجف و دیگر شهرهای عتبات عالیات می رفتند در سال 1855میلادی حدود 60 هزار تن بود.»
در سفر نامه عتبات ناصرالدین شاه قاجار که مسافرت شاه را در سال 1870 میلادی (1249 شمسی) بیان می کند، چنین آمده است:

در هنگام ورود به شهر کربلا :در این راه دو طرف معبر یک سره آدم و تماشاچی ایستاده بود که بیشتر آنها ایرانی بود و چنان می نمود که به یکی از شهرهای ایران وارد شده ایم. »
چارلز عیسوی در کتاب خود در گزینش 18 تعداد زائرین ایرانی در عراق در سال 1870میلادی (1249 شمسی) یک صد هزار زائر برآورده کرده است.

بر اساس دو گزارش متفاوت توسط کارگزاری حکومت ایران در عثمانی به سال 1258 شمسی به کثرت عزیمت زائرین در این سال اشاره دارد.
در گزارش دیگری توسط کارگزاری در سال 1263 شمسی به کثرت عزیمت زوار به عتبات اشاره شده است.

در خصوص تعداد زایرین در سال 1274 شمسی در گزارش روزنامه اختر چنین آمده: فقط در مدت پنج ماه در فاصله ماه محرم تا جمادی الاول حدود 150 هزار زائر ایرانی به عتبات عالیات در عراق مشرف شده اند.
به عبارت ساده تر به صورت متوسط هر ماه 30 هزار نفر به عتبات مشرف شده اند و اگرتعداد زائران در هفت ماه دیگر سال را ماهی 10 هزار نفر در نظر گرفت در این سال حداقل بیش از 250هزار نفر به عتبات مشرف شده اند که با توجه به جمعیت ایران تعداد زائرین در این سال بسیار جالب توجه خواهد بود. در این زمان یعنی اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه جمعیت تهران در حدود 147 هزار نفر بوده است.

در خبری در روزنامه ناصری در سال 1274 شمسی (1895م) در ماه جمادی الثانی بدون ذکر عدد و آماری با اشاره به «ازدحام و کثرت زوار ایرانی برای سفر به عتبات در ماه جمادی الثانی» می نویسد:«کثرت جمعیت زوار به حدی ایست که طی 15 سال اخیر سابقه نداشته است.»

جمع بندی آمار زائرین عتبات در عهد ناصرالدین شاه
با بررسی گزارشات و ارقام ارایه شده از سال 1821م(1242 قمری/1200 شمسی) تا سال 1895م(1316 قمری/1274 شمسی) و ثبات نسبی در روابط سیاسی دو کشور، رفت و آمدهای نسبتا آسان بین دو کشور بخصوص در مرزهای جنوبی و وجود پیوندهای اجتماعی و مذهبی قوی بین آنان ، مسافرت ناصرالدین شاه به عراق و رفع بعضی از مشکلات موجود در خصوص زیارت زائرین ، وجود گزارشات حداقل شصت هزار نفری در گزارش مستشرق آلمانی در سال 1234 شمسی و اشاره ناصرالدین در سفرنامه خود (1249 شمسی) از ازدحام مردم ایرانی در استقبال از وی، آمار 100 نفری زائرین ایرانی در سال 1249 شمسی در کتاب چارلز عیسوی و برآورد 250 هزار نفری بر اساس گزارش روزنامه اختر در سال 1274 شمسی می توان چنین استنباط کرد:

در طول این دوره که بر اساس گزارش های تاریخی از جمله گزارش روالینس در سال 1850 میلادی/1229 شمسی جمعیت ایران حدود 10 میلیون نفر بوده است در هر سال بطور متوسط 180 هزار نفر (حداقل 100 هزار و بیش از 250 هزار نفر گزارش شده است) به عتبات عالیات مشرف شده اند.

مسافت و مسیرهای تردد زایرین در 150 سال پیش
یکی از مطالب قابل بررسی در این موضوع زیارت عتبات «مسافت و مسیرهای تردد زائرین» از کشورمان به عراق است .از شهرهای مرزی در استان هایی مثل خوزستان، ایلام،کرمانشاه بطور متوسط 350 کیلومتر و شهرهای مرکزی و از جمله تهران حدود 930 کیلومتر و استان ها و شهرهای شرقی کشور بیش از 1500 کیلومتر تا کربلا فاصله است.

مسیر تهران به بغداد توسط کاروان ها حداقل 28 روز طی می شده است. هر چند لرد کرزن در کتاب «ایران و قضیه ایران» در خصوص کالا و اجناسی که به بغداد وارد و از آن جا به تهران منتقل می شده اشاره کرده است:« می توان این مطلب را به موضوع زائرین نیز عمومیت داد... بعد از وصول اجناس در بغداد و انجام تشریفات گمرکی کاروان ها کالا را از طریق خانقین به مقصد ایران در کرمانشاه، همدان و تهران می برند. کاروان مسافت 500 مایل را در 28 روز طی می کند.»
محمد علی جمالزاده نیز در «گنج شایگان» آورده است: «از بغداد به کرمانشاه (از راه قصر شیرین به کرمانشاه) مسافت تقریبا 50 فرسنگ و مدت زمان 13 روز (6 روز از بغداد به قصرشیرین و 7 روز از قصرشیرین به کرمانشاه است.»

حقوق کارمندان دولت سال آینده چقدر است؟


حداقل حقوق کارمندان دولت در سال جاری ۷۵۰ هزار تومان تعیین شده بود. افزایش حداکثر ۱۰ درصدی، حداقل حقوق کارمندان در سال آینده را به ۸۲۵ هزار تومان افزایش می‌دهد.

 آن‌طور که از شواهد موجود پیداست، رییس‌جمهور پیش‌تر در بخشنامه بودجه، دستگاه‌های اجرایی را موظف کرده بود که افزایش حقوق کارمندان دولت در سال آینده را حداکثر ۱۰ درصد پیش‌بینی کنند. روحانی این فرمان را در پایان تابستان امسال صادر کرده بود.

حداقل حقوق کارمندان دولت در سال جاری ۷۵۰ هزار تومان تعیین شده بود. افزایش حداکثر ۱۰ درصدی، حداقل حقوق کارمندان در سال آینده را به ۸۲۵ هزار تومان افزایش می‌دهد. پیش‌بینی انقباضی میزان افزایش حداقل دستمزد در بودجه سال آینده البته با توجه به سیاست‌های دولت در دو ماه اخیر می‌تواند مورد بازنگری اعضای کابینه قرار گیرد چرا که دولت در ماه‌‌های اخیر با هدف غلبه بر رکود و تحریک تقاضا نسبت به ارایه بسته تسریع در رونق اقتصادی اقدام کرده است.

بازنگری دولت در برنامه‌های اقتصادی با هدف تحریک تقاضا و غلبه بر رکود می‌تواند منجر به بازنگری در میزان افزایش دستمزد در سال آینده نیز بشود. پیش از این کمیسیون اجتماعی مجلس سال گذشته اعلام کرده بود «حداقل حقوق باید یک میلیون و ۶۳۱ هزار تومان باشد که این رقم بر اساس آخرین برآورد سبد هزینه خانوار محاسبه شده است»، اما کار‌شناسان اقتصادی بر این‌باورند که خط فقر در ایران برای یک خانواده چهار نفره بیش از این مقدار است، اگرچه مقدار درآمد لازم برای یک زندگی عادی در کلانشهر‌ها را دست‌کم سه میلیون تومان برآورد می‌کنند.

چنین فاصله فاحشی تنها در سایه توجه به کاهش ارزش حقوق کارمندان و کارگران نسبت به هزینه‌های روزمره زندگی در هشت سال دولت احمدی‌نژاد قابل فهم است. در بیشتر این سال‌ها حقوق کارمندان و کارگران با فاصله‌های قابل توجه از نرخ رسمی و نه واقعی تورم تعیین شد و این گروه از جامعه روز به روز فقیر‌تر شدند.
 در دوره هشت ساله دولت اصولگرا حقوق کارمندان جز در دو سال کمتر از نرخ تورم افزایش پیدا کرد. دولت احمدی‌نژاد یک‌بار در سال ۸۵ -نخستین سال تصدی احمدی‌نژاد بر دولت- حقوق کارمندان را حدود ۳ درصد بیش از نرخ رسمی تورم افزایش داد و بار دیگر در آستانه انتخابات سال ۸۸ حقوق کارمندان را نزدیک به ۸ درصد بیش از نرخ رسمی تورم افزایش داد، اما به‌طور مثال در سال‌های ۸۶ و ۸۷ با وجود تورم ٤/١٨ و ٤/٢٥ درصدی به ترتیب ٨/٤ و ٣/٧درصد به حقوق آنها افزوده بود.
در سال‌های ۸۹ تا ۹۲ نیز حقوق کارمندان دولت با فاصله‌های قابل توجه کمتر از نرخ تورم به تصویب رسید. در این سال‌ها در حالی که نرخ رسمی تورم به ترتیب ٤/١٢، ٥/٢١، ٥/٣٠ و ٧/٣٤ اعلام شده بود، حقوق کارمندان دولت به ترتیب ۶، ۱۰، ۱۵ و ۲۵ درصد افزایش پیدا کرد. این در حالی بود که کار‌شناسان اقتصادی در این سال‌ها که با تحریم‌های بی‌سابقه غرب علیه ایران همراه شده بود، نسبت به شیوه محاسبه نرخ تورم اعتراض داشتند و نرخ تورم را عمدتا دو برابر این مقادیر می‌دانستند. اما دولت روحانی سال ١٣٩٣ در حالی که نرخ رسمی تورم ٤/١٥ درصد اعلام شده بود، حداقل حقوق کارمندان را ۱۷ درصد افزایش داد تا به تدریج از فاصله‌ای که میان درآمد و هزینه کارمندان به وجود آمده است، جبران شود، اما از شواهد امر کاملا پیداست که به افزایش‌هایی بیش از این مقادیر نیاز است تا درآمد کارمندان دولت در برابر هزینه‌های سرسام آور زندگی متعادل شود.

از سویی افزایش حداقل ١٠ درصدی حقوق کارمندان دولت بر افزایش حقوق کارگران نیز تاثیر می‌گذارد، کارگرانی که از نظر وضعیت درآمد و هزینه وضعیتی به مراتب بد‌تر از کارمندان دولتی دارند، چراکه بیشتر آنها از بیمه و نیز از‌‌‌‌ همان مقدار ناچیز مزایا برخوردار نیستند. دلیل تاثیر میزان افزایش حقوق کارمندان دولت بر حداقل دستمزد کارگران آن است که مزد هر سال براساس روال سه جانبه‌گرایی در شورای عالی کار و با حضور نمایندگان دولت، نمایندگان کارفرمایان و نمایندگان کارگران تعیین می‌شود.

براساس عرف رایج، نمایندگان دولت نرخ افزایش حقوق کارمندان را مبنای تعیین دستمزد کارگران درنظر می‌گیرند. از طرفی تعیین دستمزد کارگران در شورای عالی کار نیازی به رای نمایندگان کارگری ندارد و در صورتی که نمایندگان دولت و کارفرمایان بر رقمی توافق داشته باشند، رای‌گیری قابل انجام است.

کذابی به نام احمد الحسن که خود را یمانی آل محمد می خواند♦️.


کذابی به نام احمد الحسن که خود را یمانی آل محمد می خواند و همانند فرقه ضاله شیرازی،مورد حمایت مستقیم انگلستان است،به منظور ایجاد تفرقه بین شیعه و کم اثر کردن مراسم بیست میلیونی اربعین،تبلیغات وسیعی را در شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی،همچنین در مسیرهای راهپیمایی اربعین براه انداخته است.
اخیرا در کانالی که در تلگرام به زبان فارسی افتتاح شده است از ایشان بعنوان قائم آل محمد احمد الحسن یاد می کنند.
در تبلیغات این فرقه ضاله،دشمنی و تخطئه مراجع عظام تقلید،دشمنی با نظام اسلامی و شخص رهبری انقلاب،موج می زند.
آنها مراجع تقلید را تا زمانی محترم می شمارند که در مقابل احمد الحسن نایستاده اند،در غیر اینصورت بعنوان محارب با امام زمان محسوب می شوند.
آین فرقه ضاله احمد الحسن را دارای قدرتهای عالیه و ما فوق بشری معرفی می کنند و در مقابل مراجع را افراد ضعیف النفسی می دانند که در مقابل یک سرماخوردگی ساده عاجز بوده و تسلیم می شوند.
مریدان قلم به مزد این عامل انگلستان، فقط در فضای مجازی با داعش مبارزه می کنند و حتی یکنفرشان حاضر نیست به دفاع از حرم اهل بیت به مبارزه مسلحانه با داعش بپردازند.

ارتباط سرنگون کردن هواپیمای روسی با سفر پوتین به تهران چه بود؟/ واکنش سخنگوی نیروهای مسلح به حادثه


تاثیر روابط تهران-مسکو بر آینده منطقه و به خصوص ارتباط بین ساقط کردن جنگنده روسی توسط ترکیه با سفر پوتین به تهران توسط کارشناسان در برنامه دیشب گفتگوی ویژه خبری بررسی شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ابراهیم رحیم پور، معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه به صورت حضوری در استودیو گفتگوی ویژه خبری حضور داشت و کرمی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسایل روسیه به همراه باقری، سفیر سابق ایران در ترکیه و سردار جزایری سخنگوی ارشد نیروهای مسلح به صورت تلفنی در این گفتگو حاضر بودند که در ادامه مشروح آن را می خوانید:


حضور ولادیمیر پوتین در تهران خاص بود و از سفر یک رئیس جمهور به تهران، فراتر رفت. ناگفته هایی از این سفر وجود دارد؟
رحیم پور:
آقای پوتین آخرین بار ۱۰ سال پیش در جلسه سران کشورهای خزر به ایران سفر کرد. برای حضور در اجلاس سران کشورهای گازی، آقای روحانی برای آخرین بار در مسکو در اجلاس اوفا، شخصا از ایشان دعوت به حضور در تهران کردند. لذا این سفر ناگهانی نبود. بلکه در برنامه دو کشور بود که انجام شود. مهمترین مهمان ما در این اجلاس آقای پوتین بود. در دو جلسه اخیر سران صادر کننده در جهان که یکی در قطر و یکی در روسیه بود، فقط ۳ رئیس کشور شرکت کرده بودند. در جلسه تهران ۹ رئیس کشور حضور داشتند. روسها پیش از این جلسه چندین بار از ما سئوال کردند چه کسانی شرکت می کند؟ تردید داشتند تعداد حضار زیاد نباشد ولی دیدند ۳ برابر جلسات قبلی حضور داشتند. باید به محتوای اصلی سفر پرداخت.

 

ایشان یک دیدار ۲ ساعته با رهبر معظم انقلاب داشت و مستقیم بدون تشریفات به این دیدار رفت. نکاتی هست که ما نشنیده باشیم؟
رحیم پور:
آقای پوتین به عنوان متحد طبیعی ما در منطقه، به خصوص در دوران تحریم، این سفر خاص را داشتند. برای شرکت در جلسه سران گازی بود. قبلا توافق کرده بودیم سفر دوجانبه ای بین کشورها باشد. لذا چربش سفر دوجانبه ایشان به کشور ما و دیدارهایی که داشتندبیشتر از جلسه گازی بود. علت آن هم وضعیت منطقه به خصوص سوریه است. مشورت ها و تبادل نظرهای چند ماهه اخیر ما با روسها، یک وضعیت راهبردی ایجاد کرده. لذا پوتین بعد از جلسه ای که در ترکیه برای سران کشورهای ۲۰ رفته بود و ملاقاتهایی که با اوباما و اردوغان کرده بود، طبیعی است به تهران بیاید تا آخرین نظرات ما را بگیرد. طبیعی بود خدمت مقام معظم رهبری برسند و حرف نهایی را از ایشان بشنوند و با جناب آقای روحانی نیز هشتمین ملاقات را در طول ۲ سال ریاست ایشان داشت. با حادثه ای که اتفاق افتاد، نشان داد سفر به ایران چقدر مهم بوده است تا نظرات مقامات عالیه کشور را داشته باشند.


وقتی پوتین به تهران آمد، کارشناسان احساس می کنند روابط تهران-مسکو وارد فاز جدیدی شده. وزارت خارجه برنامه مدونی برای این فصل جدید دارد؟
رحیم پور:
بله، حتما اینطور است. ما برنامه مذاکرات راهبردی خود با روسیه را به صحنه عملیاتی آورده ایم. درباره سوریه همه می دانند که متحد طبیعی ما روسیه است و ورود نظامی روسها به صحنه سوریه معادلات را کاملا به هم ریخت. اگر راهبرد را می خواهیم مثال بزنیم این است. ما در حال تحویل s300 هستیم. دو راکتور هسته ای را قرارداد بستیم که در حال انجام است. با گرفتن اعتبار از روسها مسایل اقتصادی ما وارد مرحله عملیاتی می شود. ابعاد مختلف روابط ما با روسها حتی اقتصادی، وارد فاز عملیاتی می شود.

 

به فاصله یک روز از سفر پوتین به تهران، جنگنده روسی توسط ترکیه سرنگون شد. تحلیل شما از رابطه این دو اتفاق چیست؟
رحیم پور:
صحنه ای که در منطقه وجود دارد و اتفاقاتی که بعد از ورود روسها به سوریه اتفاق افتاد، در چند جا، عملیات تروریستها نیز شدت گرفت. در سقوط هواپیمای روسی ۲۰۰ نفر کشته شد. در پاریس ۱۲۹ نفر ترور شدند. اتفاقات و حوادث دیگری در آفریقا و جاهای دیگر دنیا انجام شد. شواهد نشان می دهد سقوط هواپیمای روسی اتفاقی نبوده. نقض حریم هوایی مرتبا انجام می شود ولی منجر به سقوط هواپیما نمی شود. این اتفاقی نیست.

 

جهانگیر کرمی مدیر گروه مطالعات روسیه در دانشگاه با تلفن وارد بحث شد.
دو حادثه سفر آقای پوتین و سرنگونی هواپیمای ترکیه ارتباط معنی دار دارد؟
کرمی:
اقدام دولت ترکیه نشان دهنده نگرانی جدی آنها در تحکیم روابط امنیتی ایران و روسیه به خصوص در منطقه باشد. تلاش برای بر هم زدن روند مذاکرات در وین نیز قلمداد می شود که قرار است آینده سوریه را تسهیم کند. این سندی بر رفتار خلاف قواعد در رفتار بین دولتهاست و این معنی داری را می توان دید.

شما واکنشهای کشور روسیه را چه پیش بینی می کنید؟
کرمی:
واکنش روسیه در مرحله اول، تحکیم مواضعش در سوریه و استقرار نیروهای نظامی بیشتر و جدی تر است. گام دوم اقدامات شدیدترین علیه تروریستها در سوریه و به ویژه مناطق نزدیک مرز ترکیه و تردد و تامین آنها و فروش نفت سوریه به ترکیه است. در گام سوم نیز روسیه در صدد است مقابله به مثلی داشته باشد و ممکن است یکی از هواپیماهای ترکیه را نزدیک پایگاه روسیه در مدیترانه نشانه گیری کند. افکار عمومی روسیه و پرستیژ بین المللی این کشور اجازه نمی دهد روسها به سادگی از کنار موضوع بگذرند.

 

باید منتظر مقابله به مثل از طرف روسها باشیم؟
رحیم پور:
در ژوئن ۲۰۱۲ یک هواپیمای ترکیه نقض هوایی سوریه را کرد. سوریه نیز این هواپیما را ساقط کرد. نخست وزیر وقت آقای اردوغان گفت نقض هوایی که نباید منجر به برخورد نظامی شود و در سالهای بعد هم تلافی کردند. این تکرار شده است. متعاقب آن یک جنگنده را زدند. اعتراض ترکیه این بود نقض هوایی دلیل ساقط کردن جنگنده نیست. بین ترکیه و یونان نیز نقض هوایی مکرر انجام شده. معمولا اخطارهای مکرر می دهند و پرونده را به شورای امنیت می کشانند. اتفاقی که افتاده باعث تاسف و تاثر ماست. ولی روندی که روسیه به سوریه دارد، باعث جلوگیری از تقویت روسها می شود. در واقعه پاریس هم اولاند با روسها برای مقابله با تروریسم، به سمت یکپارچگی رفتند. ما خوشحالیم روسها تصمیم عجولانه ای نگرفتند.


شما از جزئیات تلفن آقای لاورف و ظریف خبر دارید؟
رحیم پور:
بله، دیشب در یک مراسم که بودیم این تماس تلفنی انجام شد. آقای لاورف که در سوچی و در ملاقات آقای پوتین با امیر اردن بودند. آنها در هواپیما بودند که ما درخواست دادیم. منتظر تلفن ما بودند. وقتی رسیدند، آنها تلفن زدند و با آقای ظریف گفتگو کردند. درباره حادثه ترکیه بود و روسها فکر می کردند چطور با این مسئله برخورد کنند. با آقای ظریف مشورتهایی کردند و هر دو طرف به این نتیجه رسیدند مذاکراتشان ادامه یابد. در این باره هر دو طرف، موضع مشابهی دارند.


شما با ترکیه نیز صحبت کردید؟
رحیم پور:
خیر، ما با ترکیه این تماس را نداشتیم.


محمدرضا باقری سفیر سابق ایران در ترکیه روی خط برنامه آمد.
فکر می کنید واکنشها در حد دعوای دیپلماتیک باقی نمی ماند و واکنش عملی به دنبال دارد؟
باقری:
هم با روسیه هم با ترکیه ما روابط تاریخی و عمیقی داشته و داریم. موضع ما باید نصیحت گرانه باشد. معتقدم وضعیت منطقه خوب نیست و تشنج به اندازه کافی هست. خلق یک تشنج جدید به مصلحت هیچ کشوری نیست. ترکها می گویند هواپیما را نشناخته اند. چند بار تذکر داده اند بعد هم زدند. روسها می گویند ما در فضای ترکیه نبودیم. تشخیص این کار که سخت نیست. می توان به آسانی تشخیص داد هواپیما در فضای سوریه یا ترکیه هدف قرار گرفته. قطعا این برخورد تصادفی نبوده. غربیها دنبال متشنج کردن منطقه هستند. این کار خوبی نبود و اگر تشخیص دادند مقصر کیست باید جبران کند. دو کشور، همسایه ما هستند. باید سعی کنیم از تشنج جدید در منطقه جلوگیری کنیم.


این اقدام ترکیه را چطور ارزیابی می کنید؟ واکنشهای بعدی ترکیه در صورت اقدامات روسیه چیست؟
باقری:
اردوغان باید تجدیدنظری در گفتار و رفتارش داشته باشد. ایشان تفاوت کرده و در موضع گیری های اعضای ناتو، هل دادن اردوغان را می بینیم. یک زمانی هم هواپیمای اینها افتاده بود. ترکیه و روسیه روابط اقتصادی عمیقی دارند. فکر نمی کنم عقلای دو کشور مایل هستند روابطشان به هم بخورد. این اشتباه بزرگ را باید با عذرخواهی و جبران مافات و جلوگیری از تشنج جبران کنند.


واکنش کشورهای منطقه را به این رویداد چه طور ارزیابی می کنید؟
رحیم پور:
این حادثه از لحاظ افکار عمومی منطقه غیرمترقبه بوده است. با هیچ فرمولی این حرکت عاقلانه نیست. در شرایط بحران در عراق و سوریه، تبدیل این به یک بحران بین ناتو و ورشو و تلاشهایی که آمریکا می کند و دنبال تنش های بیشتر است، می شود. مشکلات روسها در اوکراین، دارد در ترکیه وارد فاز جدیدی می شود. این تنش به نفع روسیه، منطقه، اروپا، ترکیه و حتی ناتو نیست. این مسیر را همه متوجهند. البته بازنده های مبارزه با داعش و افراط خوشحالند. آنها می خواهند مشکلات منطقه را جهانی کنند. موضعگیری کشورها، ابراز تاسف و خویشتن داری هستند.


این حادثه ممکن است به بحران بینجامد؟
رحیم پور:
بله، البته روسها خویشتن داری کردند. ابرقدرتی هستند که تحمل این اقدامات را ندارند. حتی کشورهای همسان و هم قدرت هم تحملی اینطوری نمی کنند.


سردار مسعود جزایری سخنگوی ارشد نیروهای مسلح به صورت تلفنی وارد گفتگو شد.
شما به عنوان کارشناس مسایل نظامی این اقدام ترکیه را چطور ارزیابی می کنید؟
جزایری:
ریشه اقدام اخیر ترکیه، در ناکامی های آمریکا و همپیمانانش در سوریه است. قریب ۵ سال است آمریکا و ارتجاع عرب تلاش می کنند علیه حکومت قانونی اسد و مردم سوریه، زیربناهای این کشور را مورد تاخت و تاز بی سابقه قرار دهند. جمهوری اسلامی و حزب الله در کنار مردم سوریه به نقش اساسی در مقاومت در برابر سفر طویل دشمنان این کشور پیوستند. اخیرا روسیه مبتنی بر هوشمندی و برنامه ریزی قبلی وارد سوریه شده و در حال ایفای نقش است. تحرکات نظامی اخیر روسها علیه تروریستها و داعش باعث عصبانیت ترکیه، عربستان و آمریکایی ها شده است. این عکس العملی است علیه اقدامات روسیه در سوریه.


فکر می کنید واکنش روسیه چه خواهد بود؟ اگر مقابله به مثل نظامی شود، ناتو به حمایت از ترکیه وارد می شود؟
جزایری:
وضعیت ناتو و آمریکایی ها طوری نیست که بتوانند دخالت آشکار باشند. آمریکا در مباحث نظامی دارای مشکل است. این موضوع خیلی جای نگرانی ندارد. روسیه سعی خواهد کرد چندان دچار حاشیه ها نشود. کارهای بزرگتری است که باید در سوریه انجام شود. ترکیه نیز دچار خطای بزرگ شده و اگر این خطا را جبران نکند دچار آسیبهای جدی تر در آینده می شود. یکی از کارشناسان نیز بیان کرد که این دام آمریکا برای ترکیه است. امیدواریم مردم ترکیه کمک کنند دولت این کشور از این معرکه خود را بیرون بکشد.


این اقدام باعث تشدید اقدامات روسیه در سوریه می شود؟
جزایری:
ورود روسیه به منطقه و مبارزه با داعش، یک اقدام احساسی و ناگهانی نیست. مبتنی بر برنامه و استراتژی است. قطعا روسیه وارد این حواشی نمی شود و ماموریت بزرگتری دارد که امیدواریم به سرانجام مطلوب برسد.


برجام در شرف اجرایی شدن است و این موضوع به روایط بین ما و مسکو اثر می گذارد؟
رحیم پور:
خیر، تاثیری ندارد. برجام باعث برداشته شدن موانع بین کشورهای ما و دنیا می شود. روابط ما با دنیا منوط به چیزی نیست. اتفاقا با روسها تاکنون روابط اقتصادی خوبی نداشتیم. حجم روابط ما پایین بوده. در این دوره با روسها روابط اقتصادی ما بهتر می شود. از جهتی نیز روسها دچار تحریم هستند و ما مصمم هستیم به آنها کمک کنیم و ارتباط با بازار بایکوت شده آنها را شروع کردیم و بخش خصوصی ما وارد شده است. ما با روسها ۳ میلیارد دلار ولی با چین ها ۵۳ میلیارد دلار رابطه اقتصادی داشتیم. برجام، روابط اقتصاد ما با روسیه را تسهیل می کند.


در این باره، سند مشترکی نیز بین ایران و روسیه در دست تهیه است؟
رحیم پور:
مشخصا روسها دو اعتبار و سرمایه گذاری ۲ و ۵ میلیاردی را به ما پیشنهاد کردند. ما پروژه های مهمی از جمله دو نیروگاه هسته ای را با آنها قرارداد کرده ایم. صادرات مواد غذایی، آبزیان و میوه و سبزیجات با روسیه شروع شده است. با برداشته شدن تحریمها، مطمئنیم به حجم صادرات ۱۰ میلیارد دلاری را تجربه می کنیم.

 


پاسخ به ۵ پرسش کلیدی درباره بحران آنکارا - مسکو


با گذشت چند روز از ماجرای سقوط جنگنده روسی در مرز ترکیه و سوریه، روابط آنکارا و مسکو پر تنش دنبال می شود و مقامات دو کشور در سخنرانی های خود برای یکدیگر شاخ و شانه می شکند.

بحران در روابط آنکارا و مسکو در حال جدی تر شدن است. جنگنده روسی توسط ترکیه سرنگون می شود، بهانه این حمله موشکی ورود به خاک ترکیه و عدم توجه به هشدارهای ۱۰ باره اعلام می شود. روسیه البته دریافت این هشدارها را رد می کند. اردوغان در نخستین اظهارنظرهایش مدام از ناتو مایه می گذارد. «روسیه هر اقدامی انجام دهد با ناتو طرف است.» رئیس جمهور ترکیه با نخستین واکنش هایش ضمن اعتراف به نداشتن توان مقابله با روسیه، برادر بزرگتر خود را به وسط دعوا می خواند.

۱ - آیا ترکیه با هماهنگی ناتو دست به چنین اقدامی زد؟

نخستین سوالی که پس از صحبت های اردوغان و رفرنس دادن های متعدد او به ناتو این بود که آیا ترکیه این اقدام را با هماهنگی ناتو انجام داده است؟ شواهد و قرائن کمتری وجود دارد که نشان دهد این اقدام با هماهنگی ناتو صورت گرفته است. خانم هدف قرار گرفته شدن جنگنده روسیه از سوی ترکیه را عاملی در جهت بحرانی تر شدن اوضاع سوریه قلمداد کرد. معاون مرکل زیگمار کابریل هم بعد از این اقدام ترکیه اظهار داشت: فاکتور خطر واقعی غیر قابل پیش بینی در منطقه آنکارا است و نه مسکو.
فرانسوا اولاند هم در کنفرانس خبری با اوباما در واشنگتن در باره سقوط جنگنده روسی اظهار داشت: این رویدادی جدی است و ما بابت آن متاسف هستیم.
موضع گیری بریتانیا کمی نرم تر بود و سخنگوی دیوید کامرون اظهار داشت معقول نیست تا زمانی که اطلاعات کافی در این باره نداریم قضاوت کنیم. 
در نتیجه تنها آمریکا بوده که از این اقدام ترکیه حمایت کرد. 
 اما اگر غیر از این عمل می کرد جای تعجب داشت. آمریکا، اروپا را هم درگیر منازعات غیر ضروری اتحادیه با روسیه کرده است، ترکیه که دیگر جای خود دارد. اما با توجه به جدی تر شدن بحران تروریسم در اروپا و همچنین شدت گرفتن ماجرای مهاجرت در قاره سبز بسیار بعید است که مجموعه اتحادیه اروپا چراغ سبزی به آنکارا برای این اقدام داده باشد. هرچند بعید نیست آمریکا در این مسیر پالس های مثبتی برای اردوغان فرستاده باشد، اما اروپا در شرایط فعلی بسیار بعید است. خاصه آنکه مقامات اروپایی بعد از این ماجرا حمایت چندانی از این اقدام ترکیه انجام نداده اند.

۲ - اروپا خود را درگیر بحران ترکیه می کند؟

در شرایطی که اروپا از نزدیک با خطر تروریسم و افراط گرایی و البته بحران مهاجرت رو به روست، حتما از گشایش بحران جدیدی در مقابل روسیه استقبال نمی کند. به ویژه وقتی صحبت های سران تروییکای اروپایی را کنار هم بگذاریم. اولاند از گسترش همکاری با روسیه و ایران برای مقابله با داعش می گوید، آقای کامرون در حال تلاش برای راضی کردن پارلمان کشورش است تا اجازه دهند بریتانیا هم به حملات هوایی علیه داعش بپیوندد و از ایران و روسیه به عنوان متحدان منطقه ای انگلستان در این روند یاد می کند. صحبت های معاون خانم مرکل هم که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت. در نتیجه باز هم شاید غیر محتمل ترین سناریو، پرداخت هزینه های آتش بازی های اردوغان از سوی اتحادیه اروپا باشد.  

۳ - چرا ترکیه دست به چنین قماری زد؟

اما سوال این است چرا ترکیه دست به چنین اقدامی زد، پاسخ شاید روشن باشد، ترکیه به همراه عربستان احتمالا بازنده ترین معادلات آتی خاورمیانه هستند. آنها هر آنچه داشتند روی رفتن اسد قمار کردند، آنها همچنین روی داعش هم کم سرمایه گذاری نکردند. اما حالا اوضاع با تصور ابتدایی رهبران این کشورها در آغاز بحران سوریه بسیار متفاوت است. برعکس ایران که در ابتدا بخشی از بحران سوریه خوانده می شد حالا بخشی کلیدی از راه حل نامیده می شود. 

۴ - آینده محتمل روابط ترکیه و روسیه چیست؟

با این تفاصیل، اردوغان حتما قمار خطرناکی کرده است. او بدون جلب حمایت برادران بزرگتر، سعی کرد در اقدامی پیش دستانه، آنها را در عملی انجام شده قرار دهد، حال انکه به نظر می رسد، اردوغان و مشاورانش اشتباه استراتژیک دیگری در عرصه سیاست خارجی مرتکب شده اند. چرا که در این شرایط احتمال درگیر شدن ناتو با روسیه، آنهم به خاطر ترکیه بسیار بعید است. ضمن اینکه روسیه هم آنقدر هوشمندی دارد که نوعی برخورد کند که ناتو توجیحی برای ورود پیدا نکند. کرملین نیک می داند، اردوغان چه پاشنه آشیل هایی در منطقه دارد. از وضعیت مرز سوریه و ترکیه گرفته، اوضاع ترکمن ها و در نهایت مسئله کردی. کافی است مسکو قدری با این اهرم ها بازی کند تا اردوغان و داوود اوغلو متوجه هزینه های سنگین اشتباه استراتژیکشان شوند. 

۵ - آیا توطئه ای وجود دارد؟

طرفداران تئوری توطئه همیشه مواد خامی برای طرح دیدگاه هایشان دارند. این بار هم باید به این روی سکه توجه کرد. درست است که اروپا از بحران ناامنی و خطر تروریسم در مرزهایش رنج می برد و حتما از نابودی داعش استقبال می کند. اما نباید این نکته را هم از نظر دور نگاه داشت که، خرس خفته اوراسیا همیشه یک تهدید بالقوه برای قاره سبز ارزیابی می شود. در نتیجه شاید ساده انگاری باشد اگر فکر کنیم به دلیل همپوشانی منافع مشترک در شرایط فعلی، اروپا حاضر می شود همه تخم مرغ های خود را در سبد روسیه بچیند. ضمن اینکه برخی از تحلیلگران معتقدند در شرایط کنونی اروپا و آمریکا از فرسایشی شدن حضور روسیه در سوریه استقبال می کنند. در نتیجه دست زدن ترکیه به چنین اقداماتی می تواند خواسته آنها را برآورده کند. اما در اینکه این اقدام اردوغان، تا چه اندازه به سود منافع ملی خود ترکیه است، تردیدهای جدی وجود دارد.