بصائر
بصائر

بصائر

آسیب های شبکه های اجتماعی و فضای مجازی قابل کنترل نیست؟


دو مهمان میزگرد دیشب گفتگوی ویژه خبری اعلام کردند فضای مجازی به طور کامل از کنترل مسئولان خارج شده و با تداوم وضعیت فعلی نمی توان انتظاری برای کنترل آسیب های این فضا داشت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین موضوع آسیبهای فضای مجازی، بحثی بود که دیشب در گفتگوی ویژه خبری شبکه 2 سیما دنبال شد. رضا تقی پور عضو شورای عالی فضای مجازی و علی فلاح کارشناس فضای مجازی در این بحث اعلام کردند آنقدر فضای تغییرات در دنیای مجازی سریع است و آنقدر مسئولان و برنامه ریزان از این امر عقب هستند که نمی توان امیدوار بود مدیریت درستی بر این فضا اعمال شود.
آنها به انفعال محض دستگاه های مسئول در این باره اشاره کردند و افق بی سرانجامی برای کنترل این فضا در مقابل مخاطب قرار دادند. کلی گویی و بعضا بازاریابی برای مجموعه های خصوصی فعال در امر فضای مجازی، بخشی از میزگرد دیشب بود که باعث می شد این تصور در مخاطب القا شود که فضای مجازی از کنترل کامل مسئولان بیرون آمده و دیگر نمی توان به آسیب های این فضا، مدیریت صحیحی اعمال کرد. در ادامه مشروح این میزگرد را می خوانید:

 

آیا ما از تعداد کاربران ایرانی اینترنت آمار داریم؟

تقی پور: این آمار موجود است. استفاده کنندگان از این فضا روی شبکه اینترنت مرتبا با log های آدرسهای متصل به این شبکه، به دقت ثبت می شود.

 

تعداد کاربران شبکه های مجازی مشخص است؟
تقی پور: شبکه ها خودشان آمار می دهند. برخی شبکه ها دسترسی محدود دارند و آمارشان واقعی نیست و برآوردی است. برخی از شبکه های مجاز، آمار مشخص دارند. در ارتباط با تلگرام که امروز بیشترین کاربر را دارد، آمارهای متفاوتی گفته می شود. آمار رسمی 25 میلیون کاربر است. شنیدم اخیرا یک مرجع غیررسمی آمار را بیش از 40 میلیون اعلام کرده. این شبکه در دنیا، تعداد 100 میلیون کاربر ندارد.


چه برنامه ریزی هایی در این فضا شده؟
علی فلاح:
اگر نگاه حاکمیتی باشد، چون دستگاه های مسئول یک قدم از رسانه ها و مردم عقب بودند و نتایج متناسب با فعالیت نیست. برخی مجموعه های دغدغه مند، کار را شروع کردند و احساس کردند باید محتوا را به صورت خودجوش به این سمت سوق بدهند. همین مجموعه های خودجوش هم نتوانست به خوبی رابطه با همدیگر برقرار کند و در تولید محتوا مشکل داشتند. نه در شبکه این پیامرسان بلکه در کل فضای مجازی مشکل داریم. این که گلایه می شود درباره ناهماهنگی در فضای مجازی است. آقا دیروز یک اصطلاح غیرمنضبط را به کار بردند که کاملا مشهود است.


نظر شما درباره آشفتگی چیست؟
تقی پور:
متاسفانه این پدیده وجود دارد. بخشی از این، به ماهیت این فضا برمیگردد. اساسا ارتباطات به شکل خودجوش و توسط مردم شکل می گیرد. تا اینجا مشکلی نیست. ولی حداقل هایی در کشورهای پیشرفته دنیا مانند کره جنوبی و کشورهای عقب تر برای رویارویی با این پدیده ها وجود دارد ولی ما این خلاء را احساس می کنیم. در حکم مقام معظم رهبری به شورای عالی مجازی، ماموریتی برای ایجاد کانون متمرکز برای سیاستگذاری، تصمیم گیری، هماهنگی و نظارت ابلاغ فرمودند.

دلیل این خلاء چیست؟
تقی پور:
باید ریشه یابی شود. باید درباره این موضوع صحبت کنیم چرا بعد از 5 سال، با وجود نیاز جامعه، این احساس وجود دارد که خلاء داریم. از این فضا برای اشتغال استفاده مناسبی نشد. من ناراحتم که تکرار می کنم "متاسفانه" این تصمیمات که بودجه این حوزه متاسفانه در شورای عالی فضای مجازی اتخاذ نمی شود. یعنی بودجه های سالانه باید برای کل کشور در این شورا تصویب کنیم ولی ما اینها را در سالهای اخیر ندیدیم. علی القاعده باید بودجه ها و برنامه های یکپارچه در بخشهای دولتی و خصوصی بیاید. مسایل بودجه کشور را از اخبار می شنویم ولی از این بودجه هیچ بحثی درباره فضای مجازی نشنیدیم.


امنیت این فضا را چطور می شود تامین کرد؟
فلاح:
من احساس کردم افرادی باید در جلسه باشند که بحث را به سمت سرمنزلش ببریم. خیلی حرف خاصی درباره بودجه نمی توان گفت. خود شورا هنوز تصمیمی درباره بودجه نگرفته و طبیعتا در اجرا با مشکل مواجه است. دو حمله از مصوبه مقام معظم رهبری را می خوانم. می فرمایند تحولات بسیار پرشتاب است. شب و روزهایی که در فضای مجازی می گذرد فاصله ما را از دنیا و حتی از مردم ما زیاد می کند. مردم راهها را باز می کنند و به هر سمتی خواستند می روند. غیر منضبط بودن این فضا، نگران کننده برای مردم است. الان وضعیت اخلاقی، هنجارها و حریم خصوصی بسیار بهم ریخته است.


خطرات را بخواهیم دسته بندی کنیم چه می توان گفت؟
تقی پور:
بحث بسیار بیشتر از این است. آسیبهای فرهنگی از این فضا داریم می بینیم. متاسفانه حداقل بررسی ها را نداریم. غرب که این پدیده در آن نفوذ بیشتری دارد تاثیری که پذیرفته، این است که بنیاد و نهادی به نام خانواده مفهوم ندارد. آیا ما به این سمت حرکت می کنیم؟ فرهنگ را رها در اختیار این فضا قرار دهیم که خانواده ای مشابه غرب داشته باشیم؟ این سوالات کلیدی و بنیادی است و جواب داده نشده. مواجهه ما با این فضا چگونه باشد؟ امروز هنجارهای فرهنگی ما شکسته می شود، ما چه می خواهیم کنیم؟
فلاح: اتوبان شش بانده بدون علایم ایمنی داریم. خانواده ها باید خودشان آموزش ببینند؟ دولت یا حاکمیت باید این اتوبان را قابل استفاده کند؟
تقی پور: پاسخ این سئوال، گله مندی مقام معظم رهبری است. این مسئولیت کلی قانونی به عهده شورای عالی فضای مجازی است. برخی مسئولیتها نیز بر عهده دستگاه هاست و شاهدیم به این مسئولیت ها پاسخ داده نمی شود. یکی از وظایف اصلی شورا که بر زمین مانده این است که کارها را بین دستگاه ها تقسیم و هماهنگی به وجود بیاورد. این راهبرد و نقشه راه است که متاسفانه این یکپارچگی را نداریم.


چرا یکپارچگی نداریم؟
تقی پور:
باید مردم قضاوت کنند. علت آن، فقدان اراده است.


تجربه های دنیا چه می گوید؟
فلاح:
در دنیا وقتی پدیده های نوظهور وارد جامعه می شود، گفتمان را حاکمیت تعریف می کند. این طرف واضح است مردم خط شکنی می کنند و بعد حاکمیت ورود می کند که خیلی خطرناک است. در حکم انتساب دوم رهبر انقلاب فرمودند اشتغال زایی در حوزه خدمات، محتوا و تجارت فراهم شود. شورای عالی فضای مجازی و ذیل آن مرکز ملی فضای مجازی که بازوی اجرایی این شوراست، در این 5 سال اخیر آیا توانسته مجموعه ها و تیمها را شناسایی کند و ببیند مشکل کسب و کار در حوزه مجازی چیست؟ سازمانی به نام فضای مجازی سراج شاید چند دهم شورای عالی فضای مجازی نیست ولی به خاطر دغدغه هایش، هفته ای یک روز جلسه می گذارد و در شهرستانها با تیمهای تولید محتوا کار کرده اند. ما در موضوعات مختلف با شورا جلسه گذاشتیم. می گوییم این گامها برداشته شده، شورای عالی بیاید از اینها حمایت کند. برخی مراحل شورا را این مجموعه ها از روی دغدغه جلو رفته اند. کافی است شورای عالی مجازی، درها را باز کند و از این مجموعه ها برای کار استفاده کند.

تقی پور: باید دو نکته به این سخنان اضافه کرد. متاسفانه حتی در دوره گذشته نیز ظرفیت لازم را در فضای مجازی به وجود نیاوردیم. به هر صورت امری به این مهمی قطعا مجموعه ای قطور و اتاق فکر سنگین لازم دارد. البته افراد بسیار زیاد داریم که صاحب فکر و ایده هستند ولی واقعا مرکز ملی فضای مجازی در جایگاه خود نیست. اینقدر افراد فکور و فارغ التحصیل خبره در رشته های مرتبط داریم که می توان به آنها افتخار کرد ولی چون ظرفیتی برایشان به وجود نیامده، حتی به شورای عالی منتقل نمی شود تا استفاده شود. در دوره قبلی کمیسیونها خیلی فعال بودند ولی به تصمیم گیری نرسید. الان فضا تشنه این تصمیمات است. اگر ما امروز تصمیمات درست نگیریم واقعا نرخ پهنای باند داخلی نباید با پهنای باند بین المللی یکی باشد، ولی الان یکی است. برای توسعه کسب و کارهای داخلی نیاز به پهنای باند گران اینترنت نداریم. بستر شبکه داخل است و خودشان تولید کننده پهنای باند هستند. وقتی می خواهیم پهنای باند از خارج بخریم باید پول بدهیم. ولی وقتی این پهنای باند در داخل تولید می شود، ما از آنها پول می گیریم. این تصمیم اشتباهی است. ما نمی توانیم با این شرایط، دغدغه های مقام معظم رهبری را اجرایی کنیم.

کی باید این کارها شود؟
فلاح:
بعضی وقتها کم کاری را پشت عبارات قایم می کنیم. برخی دولتمردان فیلترینگ رااینطور برخورد می کنند. فرافکنی است که نگاه این طیف این است که این راه مسدود شود. ما دنبال فیلترینگ نیستیم. مطالبه بدنه ای که محتوا تولید می کند این است که چرا از ما پول می گیرید؟ به جای این که به من هزینه بدهید از ما می گیرید. این همان شبکه ملی ارتباطات است. این فیلترینگ نیست. تازه اگر اینها برآورده شود، می تواند با فضای خارجی رقابت کند.


آیا هر محدودیتی، فیلترینگ است؟
تقی پور:
در این تسلطی که رسانه های استکباری در فضای مجازی دارند، موضوع فیلترینگ به درستی باید برای مردم تبیین شود. شخصا بارها این توضیح را دادم که اگر راجع به فیلترینگ صحبت می کنیم حداکثر 5 درصد از راه حل است. مانند این که برای همه درمانها دست به جراحی نمی زنیم؟ نه! جراحها کار بدی نمی کنند که جراحی می کنند و بدن را زخم می کنند. این راه دیگری ندارد که بدن را زخم کنیم و جدا کنیم. فیلترینگ درباره ناهنجاریهای اخلاقی است و ضدفرهنگ است. واقعا چند درصد از خانواده ها راضی هستند فرزندانشان از طریق این فضا به محتوای غیراخلاقی دسترسی داشته باشند. اگر پالایش نگوییم، چه بگوییم؟ این فضا می آید سیاسی می شود، از آن سوی آب هم می آیند این را تقویت می کنند. همه کشورها برابر ارزشهای خود این سیاست ها را دارند. ما بیش از عمل کردن، حرف زده ایم. همه کشورها فیلترینگ هوشمند دارند. بیایند محتواهای نامناسب را حذف کنند. این فیلترینگ هوشمند است که همین هم نشده.

فلاح: امسال اول سال اقدام و عمل است. امیدواریم امسال اتفاقی بیفتد. لااقل بگویند اقدامات باید شتاب بگیرد. نباید طوری بگوییم که کلا هیچ اتفاقی نیفتاده.

تقی پور: مقام معظم رهبری در 10 محور حکم دوم، راه را روشن کرده اند. باید همین 10 کار عمده عمل شود و بیش از 90 درصد مشکلات حل می شود. امیدواریم این مباحث در دستور کار شورای عالی فضای مجازی قرار گیرد تا مطالبات مردم را پاسخ بدهیم.

شورشی جهانی علیه همگرایی/ نامزدهای انتخابات آمریکا دربارۀ جهانی‌شدن چه می‌گویند؟

روزنامه واشنگتن پست در گزارشی به موضوع همگرایی جهانی و شورش علیه آن و موافقتنامه‌های تجاری بین‌المللی می‌پردازد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این گزارش آمده است:

پس از پایان جنگ جهانی دوم، یک اجماع گسترده در حمایت از ادغام اقتصاد جهانی به عنوان نیرویی برای صلح و رفاه، ستون نظم بین‌المللی بوده است. از موافقتنامه‌های تجارت جهانی به پروژه اتحادیه اروپا؛ از کار، نهادهای برتون وودز برای حذف کنترل سرمایه‌های فراگیر؛ گسترش وسیع در سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برای افزایش سرمایه‌گذارهای خارج از کشور. جهت کلی روشن بوده است. پیشرفت اقتصادی داخلی توسط فن آوری‌ها مانند حمل و نقل کانتینری و اینترنت است که ادغام و همگرایی را گسترش می‌دهد و با تغییرات قانونی در داخل کشورها و توافقنامه‌های بین‌المللی بین کشورها، جهان کوچک‌تر می‌شود و ارتباط‌ها بیشتر می‌شود.

این برنامه گسترده همگرایی جهانی بیشتر از چیزی که می‌توان انتظار داشت، موفق بوده است. ما مجبور به جنگ بین قدرت‌های بزرگ نیستیم. استانداردهای جهانی زندگی به سرعت در هر نقطه از جهان گسترش یافته است و پیشرفت مادی با گسترش مبارزه با قحطی، توانمندسازی زنان، ترویج سواد و افزایش عمر در ارتباط بوده است.

با این حال، قیام علیه همگرایی جهانی در غرب در جریان است. چهار نامزد برجسته ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، هیلاری کلینتون، برنی سندرز، دونالد ترامپ و تد کروز- همه مخالفت با طرح تجارت آزاد در این دوره هستند: مشارکت دو سوی اقیانوس آرام است. طرح‌های ترامپ، دیوار کشیدن بین مرز مکزیک و آمریکا، لغو موافقتنامه‌های تجارت و آزار و اذیت مسلمانان هستند که او را بسیار محبوب ساخته است. جنبش خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در بریتانیا از حمایت قابل توجهی است و می‌تواند پیروز شود. طرح پروژه اتحادیه اروپا از طریق همه‌پرسی عمومی شکست می‌خورد چون اکثر مردم مخالف آن هستند. تعهد اروپا برای مرزهای باز به دلیل فشار زیاد هجوم پناهندگان از بین رفته است. رشد مؤسسات مالی بین‌المللی همگام با رشد اقتصاد جهانی به دلیل محدودیت‌های سیاسی کند پیش می‌رود.

بخش قابل توجهی از آنچه که در پشت مقاومت وجود دارد، فقدان دانش است. هرکس که کارش را از دست دهد جهانی شدن را سرزنش می‌کند چون همه می‌دانند که کارخانه‌ها می‌خواهند فراتر از مرزها فعالیت کنند. کسانی که به عنوان صادرکننده موفق هستند موفقیتشان را مدیون اعتبار و دلاوریشان است نه توافقنامه‌های بین‌المللی. بنابراین رهبران و جامعه باید مردم را نسبت به مزایای ادغام و همگرایی جهانی آگاه کنند اما این اواخر این روند راه اشتباهی را پیش می‌رود؛ سخت است که نسبت به چنین تلاش‌هایی خوشبین باشیم.

هسته اصلی این شورش علیه همگرایی و ادغام جهانی، مجهول نیست. در این پروژه‌ها که توسط نخبگان برای نخبگان انجام می‌شود منافع کمی را برای مردم عادی در نظر می‌گیرند. آنها دستور‌العمل جهانی شدن را توسط شرکت‌های بزرگ تنظیم می‌کنند که موفقیت یک کشور را در برابر دیگری تضمین می‌کند. آنها افشاگری‌های اسناد پاناما را مشاهده می‌کنند و نتیجه گیری می‌کنند که جهانی شدن یک فرصت خیلی خوب را برای جلوگیری از پرداخت مالیات فراهم می‌کند البته این حق عدم پرداخت مالیات شامل همه مردم نمی‌شود.

با این پیشرفت چه اتفاقی خواهد افتاد و چه اتفاقی باید بیفتد؟

نخبگان می‌توانند مسیر فعلی را برای پروژه‌های همگرایی و دفاع از ادغام موجود به امید جلب حمایت مردم و تلاش‌های بیشتر ادامه دهند. بر اساس شواهدی از مبارزات انتخاباتی ریاست‎جمهوری ایالات متحده آمریکا و بحث خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این استراتژی ممکن است در دوره خود فعال باشد. این یک شکاف بزرگ را بین تلاش‌ها برای همگرایی جهانی جدید و تلاش‌هایی که برای حفظ وضع موجود با تکیه بر تکنولوژی و رشد در جهان در حال توسعه به وجود می‌آورد که همگرایی را دور کند.

این ایده بسیار امیدوارکننده است: ترویج ادغام جهانی می‌تواند پروژه‌ای از پایین به بالا به جای اینکه از بالا به پایین باشد. تأکید بر این موضوع می‌تواند از ترویج ادغام و همگرایی به مدیریت پیامدهای آن تغییر کند. این یک تغییر از موافقتنامه های تجارت بین‌المللی به توافق‌های هماهنگ‌سازی بین‌المللی است که به موجب آن مسائلی مانند حقوق کار و حفاظت از محیط‌ زیست در مرکز قرار می‌گیرد و مسائلی مربوط به توانمندسازی تولیدکنندگان خارجی در پیرامون قرار می‌گیرد. خانواده‌های طبقه متوسط هم‌چنان امیدوارند که فرزندانشان می‌توانند در آینده زندگی بهتری داشته باشند.

رابطه چرت بعد از غذا با دیابت


مدت زمان چرت زدن است که اهمیت دارد. افرادی که نیم ساعت یا بیشتر می خوابیدند بیشتر احتمال داشت که علائم زودهنگام دیابت را نسبت به افرادی که مدت زمان کمتری را در این چرتهای روزانه می گذراند، نشان دهند. تعداد کمی از بیماران مبتلا به دیابت به نوع یک آن دچار هستند که با نقص در عملکرد سیستم ایمنی ایجاد می شود اما تقریبا 90 درصد این بیماران به نوع دو مبتلا هستند که ارتباط نزدیکی با رژیم غذایی و شیوه زندگی غلط دارد.
بسیاری از ما علاقه مند به خواب بعد از غذا هستیم چرا که احساس خستگی و کسالت ساعات ظهر را برطرف می کند. بسیاری از متخصصان از تاثیر مثبت چرت بعد از ظهر گفته اند اما گروهی هم در پی مطالعات دقیق به تاثیرات منفی این مسئله پی بردند.
فواید و مضرات چرت بعد از غذا

پژوهش جدید محققان دانشگاه علم و فناوری هواژونگ بر روی 27 هزار مرد و زن چینی بالای 45 سال که چرت پس از خوردن ناهار در میان آنها بسیار محبوبیت دارد، نشان داده که خوابیدن بیش از 30 دقیقه در آن زمان می تواند احتمال ابتلا به دیابت نوع دو را افزایش دهد.

محققان دریافتند که مردان و زنانی که چرت های کوتاه مدت داشتند، نسبت به افرادی که تمام روز را بیدار بودند بیشتر از فشار خون و سطوح کلسترول بالا برخوردار بودند.

این پژوهش که در مجله Sleep Medicine منتشر شده، در تضاد با نتایج پژوهش های اخیر قرار داشته که نشان داده بودند خواب روزانه می تواند قدرت مغز را افزایش داده و خطر حملات قلبی و سکته را تا یک سوم کاهش دهد.

مدت زمان چرت زدن است که اهمیت دارد. افرادی که نیم ساعت یا بیشتر می خوابیدند بیشتر احتمال داشت که علائم زودهنگام دیابت را نسبت به افرادی که مدت زمان کمتری را در این چرتهای روزانه می گذراند، نشان دهند.

تعداد کمی از بیماران مبتلا به دیابت به نوع یک آن دچار هستند که با نقص در عملکرد سیستم ایمنی ایجاد می شود اما تقریبا 90 درصد این بیماران به نوع دو مبتلا هستند که ارتباط نزدیکی با رژیم غذایی و شیوه زندگی غلط دارد.

در این بیماری بدن قابلیت خود برای استفاده از گلوکز را از دست می دهد. گلوکز نوعی قند است که در زمان خوردن غذا آزاد شده و به انرژی مورد استفاده عضلات تبدیل می شود.

با افزایش سطح گلوکز، گردش خون با مشکل مواجه شده و رگ های خونی در مناطقی مانند قلب، پاها و چشم ها ممکن است با آسیب غیرقابل جبرانی روبرو شوند.

رهبرانقلاب کدام منطقه را برای برگزاری رزمایش آمریکایی‌ها مشخص کردند؟


به بهانه اشاره رهبر انقلاب به خلیج خوک‌ها؛
خلیج خوک‌ها ناحیه ای در مرز کوبا و آمریکا است که بیش از 50 سال پیش (1961) جوخه‌ای نظامی متشکل از 1500 سرباز تعلیم دیده متعلق به سازمان جاسوسی آمریکا به آن حمله کردند که این حمله مقدمه عملیاتی کاملاً محرمانه برای سرنگونی حکومت تازه تاسیس فیدل کاسترو بود.

 صبح امروز رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرهنگیان سراسر کشور با اشاره به دخالت آمریکایی ها در منطقه غرب آسیا و برگزاری مانورهای نظامی و رزمایش های دریایی با انتقاد صریح از حضور و دخالت نیروهای خارجی در منطقه و همچنین اظهارات مقامات نظامی آنها در رابطه با رزمایش های ایران در منطقه خلیج فارس فرمودند:

" می‌گویند ایران در خلیج فارس رزمایش نداشته باشد؛ چه غلط ها!. از آن طرف دنیا می‌آید رزمایش برگزار می‌کند؛ خب بروید همان خلیج خوک‌ها، اینجا چه می‌کنید!؟ خلیج فارس خانه‌ی ما است. جای حضور ملت ایران است"

بلاشک انتخاب این جمله هوشمندانه از سوی رهبرحکیم انقلاب در میان رسانه های جهان و همچنین مجامع نخبگانی بازخوردهای فراوانی خواهد داشت. بدین منظور گزیده ای از اتفاقات پیرامون خلیج خوک ها برای درک عمیق تر از هشدار رهبری معظم انقلاب ارائه می‌کنیم.

خلیج خوک‌ها کجاست؟ + عکس و فیلم///////آقای غلامی


خلیج خوک‌ها ناحیه ای در مرز کوبا و آمریکا است که بیش از 50 سال پیش(1961) جوخه ای نظامی متشکل از 1500 سرباز تعلیم دیده متعلق به سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، به آن حمله کردند که این حمله مقدمه عملیاتی کاملاً محرمانه برای سرنگونی حکومت تازه تاسیس فیدل کاسترو بود که «آیزنهاور» به عنوان پایه گذار اصلی این ماموریت و «جان اف کندی» به عنوان ادامه دهنده آن ادعا می کردند که این عملیات با هدف جلوگیری از گسترش کمونیسم در جهان انجام شده است. با این حال کارها همانطور که برنامه ریزی شده بود پیش نرفت.
(خبرآنلاین)

خلیج خوک‌ها کجاست؟ + عکس و فیلم///////آقای غلامی

فیدل کاسترو که در سال ۱۹۵۹ توانست باتیستا را از قدرت برکنار کند، انقلابی جوانی بود که بشدت تحت تاثیر افکار چپ بود و حامی خود را کشور شوروی انتخاب کرده بود. کاسترو، هنوز پایه‌های قدرت خود را در کوبا نگسترانده بود که با این کودتا مواجه شد. از قضا این کودتای ناموفق برای فیدل کاسترو و انقلاب تازه تاسیس او، محاسنی نیز در برداشت. 
 
خلیج خوک‌ها کجاست؟ + عکس و فیلم///////آقای غلامی

اگر چه تعداد کشته شدگان کوبایی در این عملیات بیشتر از نیروهای امریکایی بود (۱۶۱ به ۱۰۷) اما کاسترو توانست ۱۱۸۹ نفر از نیروهای مهاجم را به اسارت گیرد. بعد‌ها کاسترو برای مبادله اسرا با امریکاییان ۲۵ میلیون دلار پول به همراه آذوقه و دارو از امریکا دریافت کرد. همچنین این کودتای بی‌فرجام، جان اف کندی- رئیس جمهور وقت امریکا- را زیر باران نقد و انتقاد قرار داد.

نیروهای سیا در اوج دوران جنگ سرد، از کشیده شدن پای کمونیسم به امریکای لاتین- حیاط خلوت آمریکا- نگران بودند و در پی آن بودند تا با توسل به هر اقدامی این انقلاب تازه تاسیس را نابود کنند. سازمان جاسوسی امریکا با چنین پیش فرضی، اقدام به جمع آوری اطلاعات از کوبا کرد. نیروهای سیا اطلاعات نادرست و غالبا اشتباهی از جریان انقلاب در این کشور مخابره کردند و از کندی خواستند تا دستور حمله را صادر کند. (فردا)
 
«جیم روزنبرگ» نویسنده کتابی درباره این موضوع به ترس و هراسی اشاره می کند که رسانه ها در دهه های 50 و 60 میلادی از کمونیسم و شوروی در فضای عمومی القاء کرده بودند تا عملیات‌های مربوط به سرنگونی دولت های ضد آمریکایی را با استفاده از آن پیش ببرند.

نویسنده در این کتاب با عنوان «فاجعه درخشان» قبل از هرچیز ذهن مخاطب خود را به جنگ ویتنام معطوف می کند و حادثه خلیج کوبا را به آن تشبیه می کند که مسائل زیادی برای اذهان عمومی در آمریکا روشن کرد. حادثه خلیج کوبا در اصل ماموریتی بود که بذر آن در دوران ریاست جمهوری آیزنهاور کاشته شد و تمام استدلال عملیات نظامی هم ترس شخصی رئیس جمهور وقت آمریکا از قدرت گرفتن اتحادیه جماهیر شوروی و طرفدارانش در جهان بود که فیدل کاسترو از نزدیکترین آنها به آمریکا محسوب می‌شد.

آیزنهاور اصرار داشت این ماموریت محرمانه باقی بماند که بعد از او، کندی با وجودی که شک و ابهامات زیادی در این ماموریت می دید ولی مجبور شده بود مخالفتی با این نظر نداشته باشد. ماموریت در 15 آوریل سال 1961 با برخی حملات هوایی به مواضع دفاعی کوبا آغاز شد که بعد از آن قرار شد گروه نظامی متشکل از تبعیدی های کوبایی به همراه نظامیان آمریکایی به خلیج کوبا حمله کنند که مقدمه سرنگونی حکومت کاسترو فراهم شود ولی در شروع کار همه چیز عکس شده بود.

خلیج خوک‌ها کجاست؟ + عکس و فیلم///////آقای غلامی

کشتی هایی که قرار بود نیروها را در ساحل خلیج پیاده کند در منطقه ای پیش بینی نشده به گل نشسته و به خاطر مشکلات دیگری که در مراحل بعدی عملیات پیش آمده بود، کندی روز بعد یعنی 16 آوریل عملیات را لغو کرد تا نیروها روز بعد بتوانند با تجدید قوا به مواضع کوبا حمله کنند ولی به طور مرموزی کل ماموریت لغو شد به طوری که خود نیروهای نظامی نیز از این موضوع تعجب کرده بودند.

 

ضمن اینکه در هیچ سند تاریخی معلوم نشد که چرا این ماموریت از سوی مقامات آمریکایی لغو شد ولی درس هایی که می توان از این حادثه گرفت را باید در لیبی و عراق و افغانستان به مقامات آمریکایی گوشزد کرد. روزنبرگ در کتاب خود درس های دیگری به مقامات آمریکایی یادآوری کرده است و می نویسد: «به نظر می رسد اگر در آن زمان آمریکا موفق می شد کوبا را به اشغال خود درآورد هیچ چیزی به دست نمی آورد چرا که در زمان حال نتایج اشغال عراق و افغانستان چنین چیزی را نشان می دهند.»(خبرآنلاین)

خلیج خوک‌ها کجاست؟ + عکس و فیلم///////آقای غلامی